قالب وردپرس افزونه وردپرس

مقام زن در اسلام

مقام زن در اسلام

مقام زن در نزد ملتهای قدیم

آتنی ها كه كهن ترین ملت متمدن دنیا هستند زن را جزو كالاهای بی ارزش قرار داده بودند و او را در بازارها خرید و فروش می كردند و او را نجس و جزو شیاطین به حساب می آوردند.
در شریعت هند چنین آمده است: «…طاعون و مرگ و جهنم و سم و مار و آتش، همه از زن بهترند…» از طرف دیگر تورات نسبت به زن از شریعت هند مهربانتر نبوده است، در سِفر جامع چنین آمده است: «من همراه قلبم به تحقیق و بررسی پرداختم تا بدانم و تحقیق كنم و حكمت و عقل بدست آورم و بدانم كه جهالت و نادانی، شر محض است و حماقت و جنون است، سپس به این حقیقت پی بردم كه زن از مرگ تلختر است و زن تله ای است كه قلبش دامهای آن تله می باشد و دستهایش زنجیرهایی هستند كه در گردن و پاها محكم می چسبند. در بین هر هزار مرد یك نفر درست و حسابی پیدا نمودم ولی در بین تمام زنان یك زن درست پیدا نكردم…».

در سال 586 میلادی كنفرانسی در فرانسه تشكیل شد كه در آن كنفرانس، این مساله كه آیا زن انسان محسوب می شود یا خیر، بررسی شد. سرانجام رأیی با این مضمون صادر شد كه زن انسان است ولی بخاطر خدمت به مرد آفریده شده است.
اما در انگلستان «هنری هشتم» دستوری صادر نمود كه بر اساس آن مطالعة كتاب مقدس بر زنان حرام شد. و همینطور برابر قانون سال 1850 انگلستان. زنان در سرشماری و آمار جزو جمعیت به حساب نمی آمدند. حتی زن در سرزمین عربستان نیز چنین وضعی داشت.

آزاد شدن زنان بوسیلة اسلام:

وقتی اسلام آمد اوضاع جهان در مورد زن به نحوی بود كه بیان كردیم. اسلام شروع به آزاد ساختن زن و بیرون آوردن او از زیر بار بی عدالتی نمود كه و او را به چنین مقام و منزلتی ارتقا داد كه هیچ تمدنی نتوانسته بود او را به این مقام برساند. اسلام با صدای بلند اعلام كرد كه زن یكی از دو اصل و عنصری است كه انسانها از آن بوجود آمده اند و خداوند این اصل را در قرآن اینگونه بیان می كند: «ای مردم از پروردگار خود پروا داشته باشید و از عذابش بترسید، همان پروردگاری كه همة شما را از یك نفس آفریده است و همسرش را از جنس همان نفس بوجود آورد…» نساء/1

بعضی از اعراب عادت داشتند كه دخترهای خود را زنده به گور می كردند، همینكه اسلام آمد، این كار بسیار شنیع را حرام نمود و آنان را از كشتن جگر گوشه های خود منع كرد. آنان عادت داشتند كه زن را از میراث محروم می كردند و تنها كسانی را وارث می‏دانستند كه قدرت مقابله با دشمن را داشته باشند. اما اسلام اعلام نمود كه زن حق ارث دارد و حقوق زنان را خود خداوند تقسیم نمود. و ظلم و ستم فراوانی كه در تاریخ ثبت شده و بر زن این موجود ظریف روا می شد را ملغی اعلام نمود. خصوصا در امر ازدواج كه فرد، زنِ پدر خود را همراه ثروتش به ارث می برد و با اجبار با او ازدواج می‏كرد یا اینكه او را همچون كالایی در اختیار هر كس كه می خواست قرار می داد. همچنین در زمان جاهلیت ازدواجهای فاسد رواج داشت كه وقتی اسلام آمد همه را باطل و حرام اعلام نمود.

ازدواج از دیدگاه قرآن:

ازدواج از نظر قرآن یك زندگی مشترك انسانی است كه از لحاظ فردی و اجتماعی دارای مقام و ارزش فراوان می باشد. در موقعیت درست و صحیح خود، ازدواج یك واجب اجتماعی است تا از انقراض بشر جلوگیری كند. علاوه بر این با ازدواج بین زن و شوهر، رابطة اطمینان و آرامش بوجود می آید و قلبها آرام می گیرد.

یكی از پایه های محكم و استوار برای دوام مهر و محبت و آرامش در بین زن و شوهر، كفائت و وجود تناسب تربیتی و اخلاقی در بین آنان است. در این مورد خداوند می فرماید: «زنان ناپاك برای مردان ناپاك هستند و مردان ناپاك برای زنان ناپاكند و زنان پاك متعلق به مردان پاكند و مردان ناپاك متعلق به زنان پاكند» نور/26

از طرف دیگر زندگی زناشویی و خانوادگی یك زندگی مشترك و اجتماعی است و هر اجتماعی لازم است كه رئیسی داشته باشد و الا هر كس بنابر آرزو و سلیقة فردی كه در برخی موارد با دیگران متفاوت است اقدام به كار می كند و این امر باعث هرج و مرج و بی نظمی می گردد. درحالی كه اگر رئیسی داشتند از این اختلاف جلوگیری می شد و چه كسی بهتر از یك مرد سالم می تواند در خانه ریاست را بر عهده بگیرد، زیرا او آگاهتر به مصالح خانواده می باشد، به این خاطر خداوند متعال در آیة 34 سورة نساء می فرماید: «زنانی كه از سركشی و نافرمانی آنها بیم دارید پند و اندرزشان بدهید و اگر مؤثر واقع نشد از همبستری با آنان خودداری كنید و بستر خویش را جدا كنید و با ایشان سخن مگویید (اگر باز هم مؤثر واقع نشد) آنان را تنبیه كنید آنگاه اگر (در امر مشروع) از شما اطاعت كردند (ترتیب تنبیه سه‏گانه را مراعات كنید و از اخف به اشد نروید و جز اینها راهی دیگر) را برای تنبیه آنها مجویید».

زن مسلمان در رابطه با حجاب

مسالة حجاب كه اكثر نویسندگان غربی به آن حمله كرده اند و آن را مورد ایراد و طعن قرار داده‌اند تنها بخاطر حفظ وقار و شخصیت و اخلاق زن در قرآن كریم واجب اعلام شده است.
بدون شك خطر شهوت و غرائز جنسی به مراتب بیشتر از خطرات اجتماعی دیگری است كه به منظور جلوگیری از آنها قوانین و مقرراتی وضع می گردد تا با آنها مبارزه شود و آزادی گردد. خداوند متعال در آیة 30 و 31 سورة نور می فرمایند: «ای پیامبر به مردان مومن بگو چشمان خود را از نامحرم فرو گیرند و عورتهای خود را محفوظ نگه دارند كه این كار برای ایشان باعث پاكی و زیبندگی بیشتر است بی گمان خداوند به آنچه انجام می دهند آگاه است، و به زنان مومنه بگو چشمان خود را از نامحرمان فرو گیرند و چشم چرانی نكنند و عورتهای خویش را نمایان نسازند مگر آن مقداری كه طبیعتا و معمولا به هنگام كار نمایان می شوند و چارقد و روسری های شان را بر یقه های شان بكشند، و زینت خود را نمایان نسازند مگر برای شوهرانشان، پدرانشان، پدران شوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان.

پسران برادرانشان، پسران خواهرانشان. زنان هم كیش خودشان، كنیزانشان، پیرانی كه غریزة جنسی در آنان نیست، و كودكانی كه هنوز بر عورات زنان آگاهی پیدا نكرده اند و هنگام راه رفتن (با وقار راه روند) و پاهای خود را بر زمین نكوبند تا زینت های پنهانشان نمایان گردد، و ای مؤمنان همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید».

باز خداوند در آیة 33 سورة احزاب خطاب به زنان پیامبر و تمام زنان می فرمایند: «و در خانه هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشكار مكنید و نماز برپا دارید و زكات بدهید و خدا و رسولش را فرمان برید، خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان (پیامبر) بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند».

حجاب٬ پاکدامنی است

خداوند متعال پایبند بودن به حجاب اسلامی را، عفت یاد می كنند و می فرمایند: «ای پیامبر به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند. این برای آنكه شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است» احزاب/59
در واقع پوشش زنان برای این است كه از اذیت و آزار در امان باشند. آیه اشاره به این است كه شناختن معارف زن برای افراد نامحرم در واقع باعث فتنه است برای خود زن. حال برای اینكه زن از این اذیت و آزارها در امان باشد چه بهتر كه به ندای حق گوش دهد.

حجاب پاکی است

خداوند متعال می فرمایند: « هنگامی كه از زنان چیزی خواستید آن را از پشت پرده بگیرید، این كار پاكیزه تر است برای قلبهای شما و قلبهای ایشان»
حجاب پاكی است برای قلبهای مؤمنین زیرا چشم هنگامی كه چیزی را ندید بسوی آن اشتیاق پیدا نمی كند به این خاطر ندیدن زن بیگانه برای هر دو طرف بهتر است از طرف دیگر لحن صحبت تأثیر زیادی بر مردان دارد بطوری كه خداوند خطاب به زنان پیامبر می‏فرمایند: «ای همسران پیامبر شما مانند زنان دیگر نیستید اگر از خداوند پروا دارید پس به ناز سخن مگویید چه بسا با این كار كسی كه در دلش مرض و بی عفتی وجود دارد نسبت به شما طمع ورزد (و در دلش نسبت به شما افكار بد داشته باشد) و گفتار شایسته بگویید».

حجاب٬ پوشش خدایی است

پیامبر اكرم صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «خداوند متعال حیا را دوست دارد و شما را می پوشاند». باز ایشان می فرمایند: «هر زنی كه لباسش را در غیر خانه اش خارج كند خداوند متعال پوشش خود را از این شخص بر می دارد»
هر كس كه حجاب خود را كنار گذارد خداوند نیز حجاب خودش را از او كنار می زند و عیبهای او را در ملأ عام بر ملا می سازد.

حجاب مردانگی است

حجاب و غیرت در كنار هم قرار می گیرند. مردی كه غیرت داشته باشد هیچگاه دوست ندارد كه نظر نامحرمان بسوی زن و دخترش باشد در این مورد حضرت علی – رضی‏الله عنه- می فرمایند: «به من خبر رسیده كه مردان كفار در بازار مزاحم زنان شما می شوند، آیا شما غیرت ندارید؟ در واقع كسی كه غیرت نداشته باشد خیری در او نیست»
این دستور خدا و بزرگان دین ما در رابطه با حجاب بود اما ببینیم اروپای نوین با این واجب اجتماعی چگونه برخورد كرده است.

مضرات بی حجابی در اروپا

وقتی كه فلاسفه و دانشمندان اروپایی در قرن هجدهم به دفاع از حقوق فرد پرداختند و دروازه های حریت و آزادی را به روی افراد گشودند در جامعة اروپا تمدن فاسدی حكومت می كرد. این حكومت از تركیب نظام اخلاقی ، فلسفة زندگی مسیحیت، و نظام فئودالیستی تشكیل شده بود. این سه عامل خارجی روح بشریت را به قیود سنگین و غیر طبیعی محدود ساخته بود.
نظریاتی را كه دانشمندان نوین اروپا برای از بین بردن این نظام فاسد و ایجاد نظام پیشنهاد كرده بودند به شكل انقلاب كبیر فرانسه عرض اندام كرد تا آنكه بعد از گذشت زمان روزگار به شكل موجود فعلی در آمد تا جایی كه نظرات اساسی و اصولی بنیان اجتماعی اروپای نوین بصورت سه اصل زیر تدوین شد: 1- مساوات بین زن و مرد 2- آزادی زنان در امور زندگی 3- اختلاط و آمیزش مطلق بین زن و مرد.

آنان از معنی مساوات چنین فهمیدند كه باید زن و مرد در امور بشری و ارزش اخلاقی مساوی باشند و زن در زندگی اجتماعی همان اعمالی را انجام دهد كه مرد انجام می دهد و همانطور كه مردان در سابق از قیود اخلاقی آزاد بودند زنان نیز از همان بی بند و باری برخوردار باشند. این برداشت غلط از مساوات زن را از ادای وظیفة فطری و طبیعی اش كه بقا و ادامه نسل بشر است نه تنها غافل بلكه منحرف ساخت و تمام ابعاد وجودی او را از حركات و اعمال سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی به خود مشغول ساخت و شخصیت فطری او را از بین برد. موضوع انتخابات و وظایف رسمی، رقابت با مردان در تجارت و صنایع آزاد، شركت در مسابقات ورزشی، تئاتر، مجالس رقص و لهو و لعب و دیگر اسباب تفریح كه دستاورد این تمدن ظاهر فریب می باشند و حیا مانع از ذكر آنها می گردد و او را از وظیفة اصلی اش باز داشت و او را از انجام برنامة زندگی اش كه قبول تكالیف زندگی زناشویی، تربیت اطفال، سر و سامان دادن به خانواده بود بازداشت.

استقلال زنان در امور زندگی و مسائل اقتصادی باعث بی نیازی آنان از مردان گردید. قاعده و رسم قدیم بر این بود كه مرد در بیرون از خانه كار می كرد و زن مشغول تدبیر امور منزل می گردید ولی این نظریه در عصر جدید تغییر كرد و مرد و زن هر دو به كار پرداختند و هتل ها و شركت ها جای خانه را گرفتند. بنابراین دیگر رابطه و نیازی جز ارضای غریزة حیوانی شهوت بین زن و شوهر باقی نماند و كاملا واضح است كه فقط ارضای غریزة حیوانی زن و مرد را مجبور نمی سازد كه در یك خانه زندگی نمایند و زندگی زناشویی مستمر و همیشگی داشته باشند. زیرا زنی كه خودش كار می كند و همة كارهای خودش را انجام می دهد در زندگی روزانه اش نیاز به سرپرست ندارد كه از او فرمان ببرد .

این زن به خود می گوید برای چه با چنین مردی ازدواج كنم؟ و چرا خودم را بی خود به تحمل قیدهای اخلاقی و بار سنگین قانون سازم؟ در ضمن تفكر معصیت و گناه و ندامت نیز با از بین رفتن دین در اذهان ، رنگ باخته است و از طرف اجتماع هیچ خطری را احساس نمی كنند بلكه اجتماع آنان را برای این برنامه ها تشویق می كند. آخرین چیزی كه این زنان از آن خوف دارند فرزندی است كه از این طریق بوجود می آید ولی وسائل امروزی این خوف و هراس را نیز از بین برده است ابتدا از وسائل جلوگیری از بار داری، و اگر مؤثر واقع نشد سقط جنین و اگر نشد كشتن یا رها كردن نوزاد در كوچه ها و بازارها…

فراوانی اختلاط و آمیزش بدون قید و شرط سبب شد تا آرایش، نمایش زینتها و بی بند و باری در زنان زیاد شود زیرا جاذبة جنسی بین زن و مرد دارای قدرت و كشش غیر قابل انكاری است و اختلاط دو جنس و دستیابی آسان به جنس مخالف بدون پذیرفتن مسئولیت‏ها و مشكلات این قدرت و كشش را زیاد می كند. این اختلاط در جهان منجر به افزایش زنان فاحشه شد تا جایی كه تعداد این زنان در فرانسه قبل از جنگ جهانی اول به نیم ملیون نفر رسید. یكی دیگر از مضرات آمیزش زن و مرد. طغیان شهوات جنسی بود. شبكه ای از ثروتمندان جهان نیز با در دست گرفتن جراید و روزنامه ها و سینماها به این امر دامن می زدند تا هم بازار بهتری به دست بیاورند و هم مشتری بیشتری كسب كنند.

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

اسلام چنین به زن می نگرد

آری اسلام چنین به زن می نگرد

آری اسلام چنین به زن می نگرد … ۱دین مبین اسلام نسبت بە زن لطف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *