قالب وردپرس افزونه وردپرس

سوره بقره آیات 216 الی 230

تفسیر سوره بقره آیات 216 الی 230

﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ وَهُوَ كُرۡهٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ شَرّٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ ٢١٦﴾.

بر شما ای مؤمنان جهاد بر علیه کفار فرض شد در حالی که دل‌ها نظر به مشقت‌ها و دردها و خطرهایی که جنگ بر جان و مال دارد از آن بَد می‌برد ولی چه بسیار است اموری که دل به آن راضی نیست ولی عاقبتی نیکو دارد، به عنوان مثال همین جهاد با وجود مشقت‌هایی که دارد با آن‌هم نتایج و ثمرات بسیار ارزنده‌ای مانند عزت، کرامت، نصرت، غنیمت و از همه مهمتر شهادت در راه خدا أ دارد و امکان این هست که شما امری از امور دنیا را از قبیل پیروی شهوات و ترک جهاد دوست داشته باشید در حالی که چنین اموری برای شما نتیجه‌ای جز ذلت، خواری، عار و غضب خدای جبار در پی ندارد، چقدر بسیار است اموری که انسان آن را دوست ندارد در حالی که موجب رستگاری و بلندی است و ای بسا اموری که انسان آن را دوست دارد ولی آن امور منجر به هلاکت و زیان می‌گردد؛ زیرا انسان‌ها اسرار و عاقبت امور و همچنان حکمت‌های پوشیده آن را نمی‌دانند، دانش مسایلی نزد آفریدگار متعال است، خدایی که در تطبیق قضا و قدر خود قاطع و در برابر انتخاب و گزینش خود نرم است و در تدبیرش حکمت‌ها و مصلحت‌هایی نهفته است.

﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ قِتَالٖ فِيهِۖ قُلۡ قِتَالٞ فِيهِ كَبِيرٞۚ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفۡرُۢ بِهِۦ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ مِنۡهُ أَكۡبَرُ عِندَ ٱللَّهِۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَكۡبَرُ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُمۡ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمۡ عَن دِينِكُمۡ إِنِ ٱسۡتَطَٰعُواْۚ وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢١٧﴾.

مردم از تو ای محمد ج دربارۀ جنگ در ماه‌های حرام می‌پرسند که آیا چنین جنگی حلال است یا حرام؟ به آن‌ها بگو جنگ در این ماه‌ها حرام و دارای گناهی بزرگ است و جنایتی زشت می‌باشد پس در این ماه‌ها با کسانی که با شما نمی‌جنگند نجنگید ولی منع مردم از اسلام، دعوت آن‌ها به سوی کفر، کثیف کردن مسجد الحرام، اخراج پیامبر و یارانش از مکه گناهی به مراتب بزرگ‌تر از جنگ در ماه‌های حرام است و اگر کشتاری که در این ماه‌ها در حق کفار روا می‌دارید گناهی بزرگ است کارهایی که آن‌ها نسبت به شما و دین و پیامبر خدا انجام ‌می‌دهند بزرگ‌تر است.

کفار همچنان به جنگ خود با مؤمنان ادامه می‌دهند تا آن‌ها را از دین اسلام بیرون کنند و هر کس دین خود را ترک کند و به کفر رغبت نشان دهد و بر این کفر تا زمانی که می‌میرد ادامه دهد تمام اعمال صالح چنین کسی را حق‌تعالی ضایع می‌سازد و او را در آتش دوزخ جاودان می‌دارد.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٢١٨﴾.

همانا مؤمنان مهاجر و مجاهد، مستحق رحمت خدا أ می‌باشند و به زودی به آرزوهای خود می‌رسند و ثمره و نتیجه اعمال صالح و نیک خود را دریافت می‌دارند؛ زیرا با ایمان خود خدای قهّار را راضی نموده و با هجرت خانه و کاشانۀ خویش را رها کردند و با جهاد بر علیه کفار جنگیدند، از این‌روی مستحق رحمت خدا أ شدند چون حق‌تعالی دارای عطای بسیار است و از خطا و اشتباه دَرمی‌گذرد.

﴿۞يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَاۗ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلِ ٱلۡعَفۡوَۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ ٢١٩﴾.

از تو ای محمد ج دربارۀ حکم نوشیدن شراب و قمار سوال می‌کنند، بگو در این دو پدیده، گناهی بزرگ و ضرر زیاد نهفته است و اگر در شراب و قمار بهرۀ مادیی اند کی هم باشد این بهره در کنار ضرر بسیاری که دارند ناچیز است؛ زیرا نوشیدن شراب و بازی قمار منجر به زوال عقل می‌شود و ای بسا که انسان را هلاک می‌سازد و موجب جنگ و جدال و خونریزی و خراب شدن خانه‌ها و خانواده‌ها و تجاوز به نوامیس و از این قبیل می‌شود.

و از تو دربارۀ اینکه چه چیزی را صدقه دهند و چه چیزی را برای خود نگهدارند می‌پرسند، به آن‌ها بگو آنچه در توان دارید و از نیاز شما فزون است را صدقه دهید و همانگونه که حق‌تعالی شما را هدایت نموده به همان‌سان برای شما حلال و حرام، جائز و نا جائز، مفید و مضر را بیان کرده است، پس در امور خویش فکر کنید و دانش دین را بیاموزید تا خوشبخت و رستگار شوید.

﴿فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۗ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ ٢٢٠﴾.

خداوند أ برای شما در امور دنیا و آخرت نشانه‌های خود را بیان می‌دارد تا تفکر کنید و همواره نیکو و کامل‌تر را بر گزینید و در حال دنیا و اینکه فنا و زوال پذیر است و دربارۀ قیامت که باقی و نیکوست تدبر و نظر نمائید.

و از تو دربارۀ یکجا شدن با یتیمان و خوردن از اموال آن‌ها می‌پرسند، به آن‌ها جواب بده کسی که با یتیمان به منظور اصلاح امورشان یکجا می‌شود از کسی که از آن‌ها کناره‌گیری می‌کند بهتر است و اگر مال خود را با مال آن‌ها به منظور ربح و دفع خسارت و از طریق شراکت یکجا کردید پس شما برادران دینی و دوستان یکدیگر خواهید بود و خداوند أ بر کسی که ارادۀ فساد دارد و بر کسی که در راه خیر سعی و کوشش می‌کند و در حین شراکت از خدا أ می‌ترسد آگاه است و اگر خداوند أ اراده سختی داشته باشد شما را از یکجائی با یتیمان بازمی‌دارد ولی اوتعالی امور را آسان نموده و شما را بر اعمالی که توان ندارید مکلف نکرده است؛ زیرا او غالب و عزیزی است که تصمیم خود را با قوّت و نیرومندی اجرا می‌کند و در قضای خود حکمت و در قدر خود رحمت دارد.

﴿وَلَا تَنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّۚ وَلَأَمَةٞ مُّؤۡمِنَةٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكَةٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡۗ وَلَا تُنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤۡمِنُواْۚ وَلَعَبۡدٞ مُّؤۡمِنٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكُمۡۗ أُوْلَٰٓئِكَ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِۖ وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ وَٱلۡمَغۡفِرَةِ بِإِذۡنِهِۦۖ وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ ٢٢١﴾.

با زن‌های مشرک تا زمانی که مسلمان نشوند ازدواج نکنید و همانا کنیز مملوک و مسلمان از زن آزاد ولی مشرک بهتر است اگرچه شیفتۀ زیبائی آن زن مشرک شوید؛ زیرا جمال و زیبائی باطن خیلی از زیبائی ظاهر بهتر است.

همچنان دختران خود را به عقد مشرکان در نیاورید تا زمانی که مسلمان شوند همانا بردۀ مملوک و مسلمان از انسان آزاد مشرک بهتر است اگرچه از آن مشرک خوش‌تان بیاید و شیفتۀ سخنانش شوید؛ زیرا مسلمان پاکتر و گرامی‌تر است چون مشرک مردم را به طرف کفر می‌خوانند و این کفر به سوی آتش دوزخ منتهی می‌شود در حالی که حق‌تعالی شما را به سوی آنچه رهنمایی می‌کند که موجب سعادت‌تان در دنیاست و شما را به رستگاری بهشت در آخرت می‌رساند، او کسی است که حسنات را می‌پذیرد و از بدی‌ها دَرمی‌‌گذرد و کسی که هدایت شود این هدایت مرهون توفیق اوست و اوتعالی دلائل و براهین زیادی را برای مخلوقات خود ارائه می‌کند تا آن‌ها هدایت را از گمراهی تشخیص دهند و احسن و حق را بر گزینند.

﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطۡهُرۡنَۖ فَإِذَا تَطَهَّرۡنَ فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِينَ ٢٢٢﴾.

از تو ای محمد ج دربارۀ حِلّ و حرمت مقاربت با زن‌هایی می‌پرسند که در عادت ماهانۀ خویش قرار دارند، به آن‌ها بگو چنین عملی حرام است؛ چون خون حیض نجس و موجب اذیت است. پس از مقاربت با زن‌ها تا زمانی که پاک شوند خودداری کنید و چون از عادت پاک شدند و خودشان را با آب پاک شستند در چنین حالی می‌توانید با آن‌ها از ناحیه جلو مقاربت کنید؛ زیرا مقاربت از این ناحیه در شریعت اسلام مجاز است و اوتعالی توبه کنندگان از گناه و پاکان از نجاست را دوست می‌دارد. گناه پلیدیی است که روح و دل را آلوده می‌سازد و نجاست جسم را از این رو طهارت روح و جسم با ترک گناه و دوری از آلودگی میسّر است.

﴿نِسَآؤُكُمۡ حَرۡثٞ لَّكُمۡ فَأۡتُواْ حَرۡثَكُمۡ أَنَّىٰ شِئۡتُمۡۖ وَقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُم مُّلَٰقُوهُۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٢٢٣﴾.

همسران شما محل ولادت اولادتان‌اند پس به هر طریق و روشی که می‌خواهید با آن‌ها مقاربت کنید به شرطی که در ناحیه جلو باشد و همواره بر انجام اعمال نیکو که به آخرت‌تان مفید است حریص باشید ولو این عمل نیکو مقاربت با همسر از طریق نیّت داشتن فرزند و حفظ نفس از ارتکاب گناه باشد نه مجرد قضای شهوت حیوانی و بر شماست تا تقوای خدا أ را در اجتناب از نواهی او رعایت کنید، نواهیی مانند: مقاربت با زن در حالت عادت و مقاربت با او از ناحیه پُشت و یقین داشته باشید که شما با ملاقات خدا أ خواهید رفت تا شما را مورد محاسبه قرار دهد پس به ملاقات او با امور افتضاح آمیز نروید و بشارت بهشت باد برای کسی که ایمان آورد.

این آیه به صورت جالب و نیکوئی احکام را به تقوای الهی ارتباط داده است.

﴿وَلَا تَجۡعَلُواْ ٱللَّهَ عُرۡضَةٗ لِّأَيۡمَٰنِكُمۡ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصۡلِحُواْ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ٢٢٤﴾.

هیچگاه سوگند به خدا أ را مانع کارهای خیر نگردانید و سوگند یاد نکنید که هرگز کار خوبی انجام ندهید طوری که اگر از این شخص خواسته شود آن عمل را انجام دهد می‌گوید من به خدا أ سوگند یاد کرده‌ام و هیچگاه سوگند خود را نقض نمی‌نمایم، گویا خداوند أ مانع تو از کارهای خوب می‌شود؛ هرگز چنین نکن بلکه هرگاه سوگند یاد کردی کفّاره بده و آن عمل خوب را طاعت و عبادت باشد یا ترک معصیت و یا اصلاح در بین مردم انجام بده؛ زیرا حق‌تعالی گفتار شما را می‌شنود و بر اعمال و احوال شما آگاه است از این‌روی سزاوار این است که از او بترسید و تقوایش را رعایت نمائید.

﴿لَّا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِيٓ أَيۡمَٰنِكُمۡ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتۡ قُلُوبُكُمۡۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٞ ٢٢٥﴾.

حق‌تعالی شما را بر سوگندهایی که بر زبان‌های شما بدون نیّت و قصد جاری می‌شود مواخذه نمی‌کند مانند اینکه بگوئید: نه به خدا، یا بلی به خدا و از این قبیل. مؤاخذه بر کسی است که به قصد دروغ سوگند یاد کند؛ زیرا اعمال وابسته به نیات است و خداوند أ بسیار بخشاینده و دارای رحمت بسیار است که توبۀ توبه کننده را و همچنان کسی را که به او رجوع کند می‌پذیرد و از بدکار دَرمی‌گذرد.

﴿لِّلَّذِينَ يُؤۡلُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ تَرَبُّصُ أَرۡبَعَةِ أَشۡهُرٖۖ فَإِن فَآءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٢٢٦﴾.

اگر کسی سوگند یاد کرد که با همسرش بنابر ایذا و ضرر رسانی به او مقاربت نکند، مدّت چهار ماه فرصت دارد تا از این کار دست بردارد و به سوی خدای خود توبه نماید، در چنین حالی حق‌تعالی گناهش را می‌بخشد به شرط آنکه کفاره بدهد و به همسر خود رجوع کند. اینجا ببینید حق‌تعالی چقدر لطف زیادی نسبت به زنان دارد.

﴿وَإِنۡ عَزَمُواْ ٱلطَّلَٰقَ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ٢٢٧﴾.

ولی اگر شوهر همچنان بر سوگند خود ادامه دهد و از همسرش دوری گزیند، در چنین حالتی بر او لازم است تا همسرش را به منظور دفع ضرر و ایذایی که نسبت به او اعمال نموده طلاق دهد و اگر طلاق نداد حاکم باید چنین کند؛ زیرا در اسلام نه ضرر رسانی است و نه قبول ضرر و زندگی زنا شوئی برای الفت و معاشرت نیکوست و اگر چنین چیزی نبود غرض از آن بر طرف می‌شود و خداوند أ هر قول و سخنی را می‌شنود و بر امور پوشیده آگاه می‌باشد پس مناسب این است که بندگان از او بترسند.

﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكۡتُمۡنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِيٓ أَرۡحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤۡمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَٰلِكَ إِنۡ أَرَادُوٓاْ إِصۡلَٰحٗاۚ وَلَهُنَّ مِثۡلُ ٱلَّذِي عَلَيۡهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَيۡهِنَّ دَرَجَةٞۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ٢٢٨﴾.

زن طلاق شده در صورتی که شوهر با او مقاربت انجام داده باشد به منظور پاک شدن رحمش مدّت سه دوره عادت ماهوار صبر کند سپس مجاز است تا ازدواج کند و جایز نیست چنین زنی اگر از خدای خود و محاسبه‌اش می‌ترسد حمل خویش را از بیم بازگشت مجدد به شوهر و تمایل جدایی، پنهان دارد؛ زیرا انسان پرهیزگار همواره به احکام شرعی التزام دارد و آن کس با این احکام مخالفت کند در واقع شقاوت پیشه و بدبخت است.

شوهر حق دارد پیش از تکمیل عده به همسرش رجوع کند؛ زیرا تا این زمان او هنوز تحت سرپرستی و ولایت شوهر قرار دارد، البته اگر شوهر ارادۀ معاشرت نیکو با زن را دارد و نمی‌خواهد او را در مشقت قرار دهد چون از جمله حقوق زن معاشرت نیکو و نفقه است، چنان‌چه شوهر نیز حقوقی دارد از قبیل معاشرت نیکو از سوی همسر و خیانت نکردن.

با این حال شوهران بر همسران خود نظر به مصارفی که می‌کنند و همچنان ولایت و سرپرستی که دارند از ویژگی خاصی برخوردار می‌باشند، البته این ویژگی به معنی برتری مرد بر زن نیست زیرا بر تری انسان‌ها در تقوا و پرهیزگاری است و حق‌تعالی از هر کسی که در حق و حقوق زوجین تجاوز کند انتقام می‌گیرد و در چیدن هر چیزی در جایی حکمت‌هایی دارد از جمله در روابط زناشوئی.

﴿ٱلطَّلَٰقُ مَرَّتَانِۖ فَإِمۡسَاكُۢ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ تَسۡرِيحُۢ بِإِحۡسَٰنٖۗ وَلَا يَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَأۡخُذُواْ مِمَّآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ شَيۡ‍ًٔا إِلَّآ أَن يَخَافَآ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِۖ فَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَا فِيمَا ٱفۡتَدَتۡ بِهِۦۗ تِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَعۡتَدُوهَاۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٢٢٩﴾.

طلاق صحیحی که برای شوهر در پی آن رجوع مجاز است دو طلاق می‌باشد که باید یکی بعد از دیگری واقع گردد، در چنین حالتی شوهر می‌تواند به همسر خود رجوع کند. بعد از آن اگر امکان صلح نبود شوهر می‌تواند بدون ظلم و تجاوز او را برای بار سوم طلاق دهد، با این طلاق زن به گونه‌ای جدا می‌‌شود که برای شوهر حق رجوع نیست و برای او مجاز نمی‌باشد از مهر همسر چیزی را بکاهد مگر در حالت خلع که طی آن در صورتی که ضرری از سوی شوهر و یا معاشرت بدی از سوی همسر صورت گیرد، زن می‌تواند با پرداخت برخی از مهر خود از شوهر مطالبۀ طلاق کند.

این‌ها شریعت خدا أ و سنن اوست، از مخالفت این شریعت و تجاوز از حدود اوتعالی بر حذر باشید؛ زیرا اگر کسی چنین کند خشم خدا أ را علیه خود فراهم می‌کند و بر خویشتن ظلم و ستم روا می‌دارد و مرتکب فعل حرام می‌شود.

﴿فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوۡجًا غَيۡرَهُۥۗ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِۗ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ ٢٣٠﴾.

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

تفسیر سوره بقره آیات 182 الی 190

تفسیر سوره بقره آیات 182 الی 190

تفسیر سوره بقره آیات 182 الی 190 ﴿فَمَنۡ خَافَ مِن مُّوصٖ جَنَفًا أَوۡ إِثۡمٗا فَأَصۡلَحَ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *