حجاج یازده حرف از مصحف عثمان را تغییر می دهد

شبهه: حجاج یازده حرف از مصحف عثمان را تغییر می دهد

اسلام‌ستیزها به سبب داستانی در صحت قرآن موجود میان مسلمانان؛ شک و شبهه ایجاد می‌کنند. آنها می‌گویند: «مصحف عثمانی، آن قرآنی نیست که بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است؛ بلکه شامل زیادات و تغییراتی مهم است!» [ر.ک: مذاهب التفسیر الإسلامی، ایگناس گلدزیهر، تعریب: عبدالحلیم النجار، (ط: داراقرأ)، صص 293-294]

ذکر داستان:
«از عوف بن أبي جمیلة نقل است که گفت: حجاج بن یوسف یازده حرف را در مصحف عثمان تغییر داد. می‌گوید: در سوره بقره (آیه 259) “لم یتسن وانظر” بود که او به “لَمْ يَتَسَنَّهْ” تغییر داد و “هاء” را به آن اضافه کرد.
در سوره مائده آیه (48) “شریعة ومنهاجاً” بوده که او آن را تغییر داد و چنین شد “شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً”
در سوره یونس (آیه 22) چنین آمده بود “هو الذي ینشرکم” که حجاج آن را تغییر داد به ” يُسَيِّرُكُمْ ”
و در سوره یوسف (آیه 45) چنین آمده بود “أنا آتیکم بتأویله” که حجاج آن را اینگونه تغییر داد “أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ”
و در سوره مؤمنین (آیه 98،87،85) آمده بود: “سیقولون لله…سیقولون لله…سیقولون لله” اما حجاج دیگر آیات را “الله. الله” قرار داد. [ر.ک: المقنع، ابوعمر الدانی، صص 15-16] در سوره شعراء (آیه 116) که از قوم نوح سخن گفته و در قصه لوط (سوره شعراء آیه 167) چنین آمده بود “من المخرجین” که حجاج داستان نوح را به ” مِنَ الْمَرْجُومِينَ ” و داستان لوط را به ” مِنَ الْمُخْرَجِينَ ” تغيير داد.
و در سوره زخرف (آیه 32) چنین آمده بود “نحن قسمنا بینهم معایشهم” که آن را به ” مَّعِيشَتَهُمْ ” تغییر داد.
همچنین؛ در سوره محمد (آیه 15) آمده بود “من ماء غیر یاسن” که او به ” مِّن مَّاء غَيْرِ آسِنٍ ” تغییر داد.
در سوره حدید نیز (آیه 7) “فالذین آمنوا منکم واتقوا لهم أجر کبیر” آمده بود که آن را اینگونه تغییر داد “وَأَنْفَقُوا”
و در سوره تكوير(آیه 24) آیه چنین بود “وما هو علی الغیب بظنین” که حجاج آن را به “بِضَنِينٍ” تغییر داد!»

تخریج و بیان دروغ داستان:
این قصه را ابن أبي داود در کتاب “المصاحف” (ص59): با این سند ذکر کرده است: حدثنا أبوحاتم السجستاني، حدثنا عباد بن صهیب، عن عوف بن أبي جمیلة … سپس داستان را نقل می‌کند.

جواب: این داستان قطعاً کذب و باطل است؛ در مورد اسناد آن باید گفت: مدار آن بر “عباد بن صهیب” است که در زیر مختصری از حال او را از زبان ائمه جرح و تعدیل نقل می‌کنیم. امام بخاری در کتاب “تاریخ کبیر”(ج6، ص43) و “ضعفاء صغیر” (رقم 228) او را «متروک» می‌داند. امام ابو حاتم رازی در کتاب “الجرح والتعدیل” (ج6، ص81) می‌گوید: «متروک الحدیث» می‌باشد. امام نسائی در کتاب ” الضعفاء والمتروکین” (رقم 411) نیز او را شخصی «متروک» معرفی می‌کند و در کتاب “أجوبة البرذعي علی أبي زرعة” (ج2، ص368) او را «مبتدعی خبیث» معرفی کرده است. امام ابن حبان در کتاب “المجروحین”(ج2، ص164) در مورد او می‌گوید: «داعی به سوی قدریه بود با این وجود چیزهایی را روایت کرده که اگر مبتدی این علم (جرح و تعدیل) هم آنها را بشنود به جعلی بودن آنها حکم می‌دهد.» همچنین؛ امام جوزجانی در کتاب “أحوال الرجال” (رقم 178) می‌گوید: «در بدعت خود بسیار غالی بود.» امام ذهبی در کتاب “میزان الاعتدال” (ج2، ص367) تصریح نموده که او یکی از «متروکین» است. امّا در مورد نکارت (معیوب بودن) متن نیز شیخ محمد عبدالعظیم الزرقانی در کتابش “مناهل العرفان في علوم القرآن” می‌گوید: «استناد کردن بعضی از مغرضان به این داستان؛ دست‌آویز مناسبی برای تنقیص قرآن نیست چرا که این ماجرا؛ دروغ بوده و دلیل و برهانی بر آن وجود ندارد. کُتب تاریخ در دسترس همگان وجود دارد؛ آیا می‌توان با سندی صحیح و برهانی قوی ثابت کنند که حجاج بن یوسف دست به جمع مصحفها زده است؟! پس زمانی که او مصاحف را جمع نکرده است چگونه ممکن است در آن نقص ایجاد کند و یا به آن افزوده باشد؟! در حالی که اگر او چنین کاری انجام داده بود؛ به صورت متواتر برای ما نقل می‌شد. چگونه چنین فعلی از او سرزده در حالی که علمایی مانند “حسن بصری” در آن زمان حضور داشته‌اند و سخنی از آن به میان نیاورده و از کار او ایراد نگرفته اند؟! اگر چنین بوده و همه امّت اسلام به علت ضعفشان و همچنین؛ قدرت و سلطه حجاج لب به سخن نگشوده‌اند و اعتراضی به این امر نکرده‌اند؛ چرا بعد از وفات او از این فعلش ایراد نگرفته و آن را ناپسند ندانسته‌اند؟!»

استاد محمد صادق قمحاوی در کتاب “شبهات مزعومة حول القرآن الکریم وردّها” (ص146-148) از امام باقلانی(رحمه الله) کلامی نقل می‌کند که دلالت بر نقض این داستان دارد. ایشان می‌گوید: «امّا آنچه که به حجاج بن یوسف نسبت می‌دهند مبنی بر اینکه آیات قرآن را تغییر می‌داد؛ دروغی آشکار است که دلیلی بر آن نیست. کتاب‌های تاریخ موجود می‌باشند؛ یک دلیل صحیح از این ماجرا ارائه دهند که حجاج بن یوسف اقدام به جمع مصحف زده و سپس در آن تغییر ایجاد کرده باشد!»
اگر فرض محال را بر صحت این ماجرا بگذاریم؛ توجیه آن چنین خواهد بود:
در روایات مذکور عبارت «غَیَّر» آمده است که به معنای «بدل» می‌باشد. بدین معنا که تغییر از صواب به خطا شرط نیست بلکه ممکن است این تغییر از خطا به صواب و صحیح باشد.
خطایی که امکان دارد وجود داشته باشد این است که بعضی از مصاحف بر اساس قرائت ابن مسعود (رضی الله عنه) نوشته شده بود که مخالف با مصحف عثمان (رضی الله عنه) بودند. بدین جهت؛ صواب این است که چنین مصحف‌هایی بر اساس مصحف واحد (مصحف عثمان) تغییر یابد تا ایجاد تفاوت و اختلاف میان مردم نشود. این موضوع را امام ابن قتیبه (ت276 ه) اینگونه شرح می‌دهد:
«الحجاج وكّل عاصما وناجية بن رمح وعليّ بن أصمع بتتبّع المصاحف، وأمرهم أن يقطعوا كل مصحف وجدوه مخالفا لمصحف عثمان، ويعطوا صاحبه ستين درهما … اخبّرني بذلك أبو حاتم عن الأصمعي » [تأویل مشکل القرآن، ص37] ترجمه: «حجاج بن یوسف، “عاصم”، “ناجیة بن رمح” و “علی بن أصمع” را به یافتن و تحقیق در مورد مصحف‌ها گمارد، و آنان را امر کرد هر مصحفی را یافتند که مخالف با مصحف عثمان است؛ اخذ و آن را از بین ببرند و به صاحب آن شصت درهم ببخشند. … ابوحاتم از اصمعی این موضوع را برایم نقل نمود.»
این روایت نشان می‌دهد که حجاج بر محافظت از مصاحف عثمان (رضی الله عنه) بسیار حریص بوده است. به همین دلیل؛ احتمال دارد او مصحف‌هایی یافته باشد که در بعضی از الفاظ؛ با مصحف واحد امت (عثمانی) مخالف باشد، به همین دلیل؛ جماعتی که چنین مصحف‌هایی را یافته‌اند؛ عباراتی را در آن مخالف با مصحف عثمانی دیده و آن ها را تغییر داده‌اند امّا چون از طرف حجاج مأمور به این کار بوده‌اند؛ می‌گویند: حجاج الفاظ قرآن را تغییر داده است! [ر.ک: رسم المصحف/ دراسة لغویة تاریخیة، صص 713-714]

به نقل (با دخل و تصرف) از مجموعه داستان‌های مشهورِ غير ثابت،

نویسنده: آرمان کریمی

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

بهائیت

آیا بهائیت یکی از مذاهب اسلامی است؟

آیا بهائیت یکی از مذاهب اسلامی است؟ از جمله ثوابت و ضروریات اسلامی، اعتقاد به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *