قالب وردپرس افزونه وردپرس

جرعه‌هایی از معرفت و آرامش از چشمه‌سار دعوت‌ اسلامی

جرعه‌هایی از معرفت و آرامش از چشمه‌سار دعوت‌ اسلامی

امروزه، بیشتر جوانان بر صحت بنیان فکری خود پافشاری می‌کنند؛ حال آنکه، نقدی بسیار بزرگ بر برخی از آن‌ها وارد است: آنان مبانی فکری خود را به‌خوبی فهم نکرده‌اند و براساس ظاهر آن قضاوت می‌کنند و این امر موجب شده است در برابر مهم‌ترین حقایق و رویدادهای زندگی مَوضِع درستی نگیرند.

عزیزان دین اسلام، دینی است سراسر رحمت و بر پایهٔ عقل سلیم که از طرف خداوند تعیین شده است. دینی است که بزرگترین معجزه‌اش کتاب است؛ کتابی که از همان ابتدای نزول، بە فراگرفتن علم دستور می‌دهد و در آن به قلم، سوگند یاد شده است. اسلام، راە شناخت خویش را هموار کردە است و از اینکه مورد تحقیق قرار گیرد، نه تنها باکی ندارد؛ بلکه از آن استقبال می‌کند.
پس با اولین شبهه نباید خط بطلان بر اسلام کشید، باید از گسترهٔ دانش اهل علم برای شناختِ حقیقت بهره گرفت.

جوان! باید اهل تفکر، مطالعه و پژوهش بود و از جهل و تقلید محض دوری گزید و بتوان به بهترین شیوه، زندگی را هدفمند و دریای مواج ذهن را آرام ساخت و همسو با اهداف والای زندگی پیش رفت. مهم است که بدون جبهه‌گیری و تحجرگرایی به پژوهش و یافتن هدف زندگی پرداخت و زنجیرهای فکر را گسست و بهترین مسیر را برای دستیابی به آن هدف والا انتخاب نمود.

عزیزان! آیا شایسته و خردمندانه است که مشکلات، انسان را به ورطهٔ دین‌گریزی و دین‌ستیزی فرو ببرند؟! حال آنکه:
اگر تلخی مشکلات نبود، کسی شیرینی پیشرفت را نمی‌چشید.
اگر مشکلات نبودند، بشریت به این همه پیشرفت در عرصه‌های مختلف دست نمی‌یافت.
پس در مشکلات آرام باشیم، آن‌ها آمده‌اند تا یادمان دهند…

اگر انسان‌ اندیشه‌‌اش را آزاد بگذارد، شخصیت و باورهایش به کمال می‌رسد و به سوی سپهر سعادت اوج می‌گیرد‌؛ اما اگر بال‌های اندیشه به بند الحاد گرفتار آید، شخصیت کمترین بهایی خواهد بود که در ازایش، پرداخته می‌شود.
آن داعیه‌ای که اندیشهٔ انسان را به بند الحاد می‌کشد، همان شک‌هایی است که انسانِ خودباخته در همان نگاه اول، دعوتشان را لبیک گفته است.

به قول استاد فهیم و گرانقدر، آقای مراد یوسفی، «باید، شک‌ها ما را به سمت تحقیق و در نهایت یقین ببرند؛ نه به سمت تغییر بدون دانستنِ چرایی!»

متأسفانه بسیاری از جوانان با اولین تردید، تغییر عقیده می‌دهند، در حالی که احوال خویش را هنوز درک نکرده‌اند. به گفته مولانا:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود
به کجا می‌روم، آخر ننمایی وطنم.

سخن آخر اینکه:

عزیزان!
نباید شبهات شما را با خود به سمتِ رکود اندیشه و به تبعِ آن، به سمت الحاد و زندگی دون حیوانی بکشانند. با شناخت هدف والای زندگی، افق‌های فکری خویش را گسترش دهید. باید بنیان اندیشه را بر پایه‌های علم و عمل استوار کنید. القائات فکری را راستی‌آزمایی کنید و اگر چنین نکردید، کسی جز خویشتن را ملامت نکنید:

پس تو را هر غم كه پيش آيد ز درد
بر كسی تهمت منه، بر خويش گرد
فعل تست اين غصه‌های دم به دم
اين بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم!

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

چرا چندزنی بله اما چندشوهری خیر؟

چرا چندزنی بله اما چندشوهری خیر؟

چرا چندزنی بله اما چندشوهری خیر؟ اگر نیاز زن بە مسائل جنسی همانند نیاز مرد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *