قالب وردپرس افزونه وردپرس

تفسیر سوره بقره آیات 170 الی 181

تفسیر سوره بقره آیات 170 الی 181

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَلَايَهۡتَدُونَ ١٧٠﴾.

و هرگاه برای این مشرکان از باب نصیحت گفته شوئد که از هدایت و ارشادی که بر پیامبر (ص) نازل شده پیروی کنید آن‌ها این نصیحت را رد می‌نمایند و نمی‌پذیرند و می‌گویند بلکه ما از اموری پیروی می‌نمائیم که پدران خود را بر آن یافتیم. برای آن‌ها گفته می‌شود اگرچه پدران‌تان مردمانی نادان و غبی باشند؟! و عقلی که آن‌ها را از گمراهی باز دارد و هدایتی که آن‌ها را به سوی طاعت خدای ذوالجلال رهنمون شود نداشته باشند؟!

این مشرکان راه درست مطابق عقل و در پَرتَو نقل را از دست داده‌اند.

﴿وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ ٱلَّذِي يَنۡعِقُ بِمَا لَا يَسۡمَعُ إِلَّا دُعَآءٗ وَنِدَآءٗۚ صُمُّۢ بُكۡمٌ عُمۡيٞ فَهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ ١٧١﴾.

و مَثل این کفار در بهره نبردن از متون وحی و انوار شریعت مانند چوپانی است که بر گوسفندان خود فریاد می‌دارد در حالی که آن‌ها آواز وی را می‌شنوند ولی مفهوم آن را درک نمی‌نمایند. کفار نیز چنین‌اند، الفاظ را می‌شنوند ولی معنی را نمی‌فهمند، بصیرت از آن‌ها گرفته شده از این‌روی در حیرت و سرگردانی به سر می‌برند، در آن‌ها عامل بازدارندۀ عقل و نقل نیست، آن‌ها از شنیدن هدایت کَر اند و از گفتن حق گنگ و از دیدن صواب و راه درست کور می‌باشند، از این‌روی مانند چهارپایان زندگی می‌کنند و همچون پرندگان این طرف و آن طرف می‌پرند.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ ١٧٢﴾.

مادامی که کفار در عبادت و طعام خویش به بیراهه رفته و بت‌ها را پرستیدند و حرام خوردند پس شما ای مؤمنان از روزی‌های پاکیزه بخورید و پروردگار زمین و آسمان‌ها را شکر کنید.

در اینجا حق‌تعالی بندگان خود را امر می‌کند تا اگر او را عبادت و در برابر او سجده می‌کنند باید از پاکیزگی‌ها بخورند و شکر نعمت دهنده را بر جای آورند.

این آیه دلالت بر اباحت پاکیزگی‌ها و استعانت از آن بر طاعات و عبادات، بدون هرگونه اسراف و تجاوز دارد، چنان‌چه وجوب شکر و دوام آن، مسأله دیگری است که از این آیه به دست می‌آید.

﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيۡرِ ٱللَّهِۖ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ ١٧٣﴾.

سپس پروردگار محرمات را نظر به قلت آن‌ها یادآور می‌شود و در خصوص مباحات سکوت می‌نماید؛ زیرا مباحات بسیار زیاد اند.

در این راستا مؤمنان را از خود مرده‌ای که ذبح نشود، خون نظر به ضرری که بر انسان دارد، گوشت خوک چون نجس است و تأثیر بدی بر اخلاق دارد، هر چیزی که در پای بت‌ها، اولیا و شیطان ذبح شود، نهی فرموده مگر در حالتی که انسان به چنین پدیده‌هایی نیاز مبرم و حیاتی داشته باشد که در چنین حالتی برای چنین شخصی مجاز است به اندازه‌ای که جان خود را نجات دهد از این محرمات استفاده کند؛ زیرا ضرورت‌ها محذورات را مباح می‌سازد.

حق‌تعالی در چنین حالتی استفاده از پدیده‌های یاد شده را نظر به رحمت و مغفرتی که دارد مباح نموده، خدایی که از گناهان بدون عقاب دَرمی‌گذرد و پاسخ توبه کننده را با ثواب می‌دهد.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَشۡتَرُونَ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلًا أُوْلَٰٓئِكَ مَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ إِلَّا ٱلنَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ١٧٤﴾.

آنانی که پنهان می‌دارند حقی را که خدا أ نازل نموده و آن را به منظور به دست آوردن جیفۀ ناچیز دنیا و ملایمت با بت‌ها و یا ترس از حُکّام و یا به منظور رسیدن به مقام و منزلت اعلان نمی‌نمایند، جزای چنین کسانی لعنت و ذلّت است؛ زیرا آنچه آن‌ها در بدل کتمان حق خورده‌اند، حق‌تعالی در روز قیامت آن را در شکمهای‌شان تبدیل به آتش می‌کند، جزایی کاملاً مطابق با عملکردشان و به منظور اهانت بیشتر، پروردگار با آن‌ها سخن نمی‌گوید و از آن‌ها اعراض می‌نماید و گناهان‌شان را نمی‌زاید، چون آن‌ها با چنین اعمالی باری از بدی‌ها و عیب‌ها را بر دوش خود حمل کرده‌اند از این‌روی برای آن‌ها عذابی است دردناک.

در این آیه اثبات صفت کلام به خداوند أ نیز می‌باشد.

﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡعَذَابَ بِٱلۡمَغۡفِرَةِۚ فَمَآ أَصۡبَرَهُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ ١٧٥﴾.

این کفار تکذیب کننده، هدایت را فروخته و در بدل آن گمراهی را خریده‌اند؛ زیرا بر آن‌ها جهالت و کودنی چیره شده، از این‌روی عذاب دوزخ را بر مغفرت پروردگار بخشاینده ترجیح داده‌اند. چه چیزی آن‌ها را در برابر عذاب صبور می‌سازد؟! چگونه می‌‌توانند عذابی را که در آن سوختن و سختی است و طاقت فرساست تحمل کنند.

﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِي ٱلۡكِتَٰبِ لَفِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ ١٧٦﴾.

چنین عذابی را از این‌روی می‌چشند که به کتاب واضح و آشکار کفر ورزیده و حقی را که از جانب پروردگار عالمیان آمده است را تکذیب کرده‌اند. و مادامی که خداوند أ قرآن را به حق نازل فرموده پس کاملاً بر حق خواهد بود که برای نیکوکار ثواب دهد و برای بدکار عذاب. و آن دسته از یهودیان و نصرانیان که به بعضی از آیات کتاب ایمان آورده و به برخی دیگر کفر ورزیده‌اند، از خدا أ دور و در بین خویش همواره نزاع داشته و قلبهای‌شان نیز از هم جداست و در اختلاف به سر می‌برد؛ زیرا زمانی که در بین آیات کتاب تفاوت ایجاد کردند حق‌تعالی نیز جمع آن‌ها را از هم گسست و از حقیقت دورشان نمود، از این‌روی مستحق عذاب شدند.

﴿۞لَّيۡسَ ٱلۡبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ قِبَلَ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡبِرَّ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلۡكِتَٰبِ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَءَاتَى ٱلۡمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُوفُونَ بِعَهۡدِهِمۡ إِذَا عَٰهَدُواْۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِي ٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلۡبَأۡسِۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ ١٧٧﴾.

مسأله، تنها موضوع توجه به طرف یکی از جهات در مشرق یا مغرب نیست، بلکه قضیه بزرگ، ایمان به خدا أ به عنوان پروردگار و معبود، و اخلاص عبادت نسبت به اوست، چنان‌چه اصلاح عملکرد و ایمان به ملائکه مطابق وحی آسمانی و اینکه آن‌ها بندگان مقرب خدایند و وظایف مشخصی از خود دارند و همچنان ایمان به کتاب‌های آسمانی و اینکه این کتاب‌ها حقایقی از سوی خداوند متعال است که بر پیامبران خود نازل فرموده مهم و اساسی می‌باشد.

همچنان قضیه، مربوط به ایمان به پیامبران و اعراف به رسالت‌شان است، چه آنانی که یادی از آن‌ها صورت گرفته یا نگرفته است.

از نشانه‌های نیکو کاری یکی هم مصرف سخاوتمندانۀ مال و سرمایه در راه خدا به امید به دست آوردن ثواب و نجات از عقاب اوتعالی است و در این راستا باید ابتدا به اقربا و نزدیکان نظر به تعلقی که به انسان دارند و موجب تحکیم روابط می‌شود توجه صورت گیرد، بعداً به یتیم‌ها چون سرپرست ندارند، پس از آن‌ها تعهد بگیر تا با آن‌ها نیکی کنند و به مساکین محروم نیز که باید گرسنۀ آن‌ها سیر شود و عریان‌شان لباس پوشانیده شود و زندگی‌شان سر و سامان داده شود.

همچنان به وا ماندۀ در راه نیز که نه دوستی دارد و نه همراهی، باید کمک گردد و به نیازش پاسخ مثبت داده شود و بر گدایان تا سرور و خوشحالی در دل‌های‌شان داخل شود و ضرر از آن‌ها دفع گردد. و در راستای آزادی سازی اسیران از نزد کفار و کمک به قرض دار و بر طرف کردن مصیبت محتاج.

همچنان از جملۀ نیکی است: ادای نماز به گونه نیکو توأم با خشوع و خضوع؛ ادای زکات به منظور پاک کردن نفس و مال و کمک به هم‌نوعان؛ اطاعت از خالق متعال و شکر او؛ وفای به عهد و پیمان؛ نیکی در التزام به اتفاقی که بین خالق و مخلوق است؛ صبر بر فقر و دردهای آن؛ داشتن قناعت؛ اخفای حاجت و نیاز با مجامله، فقر با تحمل؛ ترک داد و بیداد در مصیبت‌ها؛ حرص تقوا و لزوم رعایت پرهیزگاری؛ صبر در برابر مصیبت‌های از قبیل بیماری و بلیات؛ سپردن تمام امور به پروردگار آسمان‌ها و زمین؛ اعتراض نکردن بر قضا و قدر الهی؛ رعایت صبر در سختی‌ها و جنگ و جهاد، طوری که نباید از میدان جنگ فرار صورت گیرد بلکه به منظور به دست آوردن اجرا و پاداش باید استقامت و ایستادگی شود.

کسی که به چنین صفاتی متصف باشد حقیقتاً مؤمنی است نیکوکار و پرهیزگاری است که به نیکی و تقرب خود رستگار می‌شود. بنابراین، این «صادق» شامل انجام دهندۀ «طاعات» و «متقی» شامل ترک کنندۀ منهیات می‌شود.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِي ٱلۡقَتۡلَىۖ ٱلۡحُرُّ بِٱلۡحُرِّ وَٱلۡعَبۡدُ بِٱلۡعَبۡدِ وَٱلۡأُنثَىٰ بِٱلۡأُنثَىٰۚ فَمَنۡ عُفِيَ لَهُۥ مِنۡ أَخِيهِ شَيۡءٞ فَٱتِّبَاعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيۡهِ بِإِحۡسَٰنٖۗ ذَٰلِكَ تَخۡفِيفٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَرَحۡمَةٞۗ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٞ ١٧٨﴾.

ای مؤمنان! بر شما فرض شده تا در بدل مقتول قاتل را در صورت نبودن موانع و لزوم قصاص، بکشید. آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده و زن در برابر زن کشته می‌شود. در این زمینه نباید که از حد تجاوز کنید و در بدل قاتل کسی دیگر را آنگونه که جهّال پیش از اسلام می‌کشتند بکشید یا خون ضعیف را مانند بت‌پرستان پایمال کنید، بلکه بر شما لازم است همواره در دیّت و قصاص عادل باشید، پس هرگاه حق کسی در قصاص ساقط شود و به دیت راضی گردد ولی ولیّ مقتول نباید در گرفتن دیت خویش از خشونت کار بگیرد و نه هم قاتل در دفع دیّت نباید بخالت نماید بلکه بر هردو لازم است در داد و ستد دیت به یکدیگر احسان کنند.

حق‌تعالی در این زمینه آسانگیری نموده و از روی ترحّم بر قاتل و اهل مقتول، دیّت را مشروع نموده است. با این حال اگر کسی دیت بگیرد و قاتل را هم بکشد، چنین شخصی قطعاً و یقیناً مترکب جهل و نادانی و ظلم شده است و پروردگار برای چنین کسی عذابی دردناک در بدل گناهش آماده نموده است.

﴿وَلَكُمۡ فِي ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٞ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ ١٧٩﴾.

و برای شما ای مؤمنان! در قصاص قاتل مایۀ حیات است؛ زیرا اگر انسانی یقین داشته باشد در صورت ارتکاب جرم قتل کشته می‌شود چنین انسانی هیچگاه دست به کشتن کسی دیگر نمی‌زند و به این ترتیب امنیت جامعه حفظ می‌گردد و زندگی مردم سر و سامان و جان‌شان در امان قرار می‌گیرد و منجر به سعادت جامعه می‌شود. با این حال اسرار تشریع و حکمت‌های خالق و محاسن دین مبین اسلام را کسی می‌داند که دارای عقل سالم و بصیرت بوده، وجدان پاک داشته باشد.

تشریع قصاص به منظور این است که بندۀ، تقوای خدای خود را رعایت کند و از بغاوت، تجاوز، ظلم به دیگران و شکستن حرمت خون آن‌ها دوری گزیند.

﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ إِن تَرَكَ خَيۡرًا ٱلۡوَصِيَّةُ لِلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِينَ ١٨٠﴾.

ای مؤمنان! ما بر شما واجب نمودیم هرگاه یکی از شما در شُرُف مرگ قرار می‌گیرد باید برای والدین و نزدیکان خود از میراث خویش وصیت کند. این وصیت به اندازۀ یک سوم و به گونه‌ای باید باشد که به ورثه زیانی نرسد و از این طریق خود را از اجر و مزد کار نیکش محروم نسازد، چنان‌چه نباید نزدیکان خود را از نیکی و احسان فراموش کند و ضمناً در خصوص تقسیم اموال در بین ورثه نیز نباید مرتکب ظلم و ستم شود. چنین کاری بر یک انسان متقی که از خدای خود می‌ترسد لازم و ضروری است.

بعداً این حکم با آیه میراث که سهم هر صاحب حقی را با درجه قرابت آن مشخص نموده، نسخ شد و از این میان کسانی که مستحق ارث نبودند نیز از دائرۀ میراث‌بَران بیرون شدند، پس پاک و منزه است پروردگار حق.

﴿فَمَنۢ بَدَّلَهُۥ بَعۡدَ مَا سَمِعَهُۥ فَإِنَّمَآ إِثۡمُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ١٨١﴾.

کسی که این وصیّت را تغییر دهد یا تحریف نماید و یا وصیّت وصی یا عمل کاتب و شهادت شاهد را کتمان کند، جرم چنین اعمالی فقط بر مجرم است؛ زیرا این شخص در امانت خیانت نموده و حقوق مردم را ضایع کرده است. و بر خدا أ هیچ چیزی پوشیده نیست؛ زیرا او بر نیت‌ها آگاه و تمام آوازها را می‌شنود و بر تمام اعمال و حالالت مطلع است پس وای بر کسی که وصیت را تبدیل کند و یا در آن تغییر و تحریفی صورت دهد.

تفسیر سوره بقره آیات 153 الی 169

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

تفسیر سوره بقره آیات 142 الی 153

تفسیر سوره بقره آیات 142 الی 153

تفسیر سوره بقره آیات 142 الی 153 ﴿۞سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمۡ عَن قِبۡلَتِهِمُ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *