قالب وردپرس افزونه وردپرس

تفسیر سوره بقره آیات 127 الی 141

تفسیر سوره بقره آیات 127 الی 141

﴿وَإِذۡ يَرۡفَعُ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ ٱلۡقَوَاعِدَ مِنَ ٱلۡبَيۡتِ وَإِسۡمَٰعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلۡ مِنَّآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ ١٢٧﴾.

و یاد آور فضل خدا أ را بر ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ آنگاه که آن دو را در بنای خانۀ کعبه افتخار بخشید و ستون‌های این خانه را بر اساسی محکم و استوار بنا نهاد. این دو بزرگوار با وجود این عمل نیکو و پسندیده با آن‌هم در بین خوف و رجا قرار داشتند، خوف عدم قبول عمل و رجای قبول آن، این بود که از حق‌تعالی با دست دعا و نیاز خواستند این عمل‌شان را قبول درگاه خود بگرداند که او شنوای تمام گفتار‌ها و دانای تمام اعمال و احوال است، به حدی که حتی نیت‌ها نیز از او پوشیده و مخفی نیست، او می‌داند چه کسی در عمل خود اخلاص دارد و چه کسی ریا می‌کند، او می‌داند کی دروغ می‌‌گوید و چه کسی راستگوست.

﴿رَبَّنَا وَٱجۡعَلۡنَا مُسۡلِمَيۡنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةٗ مُّسۡلِمَةٗ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ١٢٨﴾.

سپس ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ از خداوند أ خواستند آن دو را بر دین اسلام ثابت قدم و استوار بدارد؛ زیرا این دین از جملۀ بزرگ‌ترین نعمت‌ها و ارزش‌ها و بهترین هدیه الهی است که متضمّن خضوع، فروتنی و تسلیم شدن در برابر حق‌تعالی است. آن‌ها همچنان از درگاه ربّ العزت و الجلال مطالبه کردند تا ذریۀ‌شان را نیز مردمانی نیکو کردار بگرداند تا بعد از آن‌ها جانشینانی صالح و دعا گو باقی بمانند و همواره به یاد خدای متعال باشند. همچنان از باری‌تعالی خواستند تا به گونۀ عیان برای آن‌ها مناسک حج را نشان دهد؛ زیرا مشاهدۀ عینی مناسک، در قلب بهتر باقی می‌ماند و آموختن آن آسان است. در ادامه در دعای خود خواهان توبه شدند چون یک بندۀ مؤمن به هر درجه از صلاح و تقوا که برسد با آن‌هم در معرض گناه، تقصیر، غفلت، خطا و اشتباه قرار دارد و از سوی دیگر پروردگار اهل و شایستۀ قبولی توبۀ بندگان خویش هست چون او با توبۀ، گناهان بندگان خود را محو می‌کند و با معاف کردن از عذاب بر او رحم می‌نماید.

﴿رَبَّنَا وَٱبۡعَثۡ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُزَكِّيهِمۡۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ١٢٩﴾.

در ادامه از خداوند أ خواستند در ذریۀ‌شان پیامبری از میان خودشان ارسال دارد، این بود که حق‌تعالی دعای آن دو را قبول فرموده و سیّد و سردار اولاد آدم (ع) حضرت خاتم ج را به عنوان بزرگ‌ترین نعمت بر بشریت فرستاد، پس ایشان آنگونه که خود پیامبر ج خبر داده‌اند، نتیجه و ثمرۀ دعای ابراهیم ÷ اند. حق‌تعالی با ایشان بهترین کتاب آسمانی را نیز نازل فرمود که هدایت‌گر گمراهان است و حق و حقیقت را در بین جهانیان اقامه می‌نماید.

اینکه آن‌ها دعا نمودند حق‌تعالی پیامبری را از میان خود آن‌ها بفرستد روی این منظور بوده که تا اقتدا و انس و الفت به ایشان ممکن باشد و تا این کتاب بزرگ را به مردم بیاموزاند و آن‌ها آیات آن را دریافت کنند و حفظ نمایند و تا پیامبر آنان را با اعمال صالح و اخلاق فاضل پاک گرداند و از اعمال زشت و بد باز دارد که خدای‌تعالی عزیز و حکیم است.

پروردگار چون عزیز و غالب است حکم می‌نماید و چون داناست می‌آموزاند و سنجش می‌کند. با وجودی که اوتعالی عزیز و غالب است و هیچ‌کس نمی‌تواند با او در این زمینه همپائی کند با آن‌هم خداوند أ حکیمی است که با حکمت خود به تدبیر امور می‌پردازد و در قضاوت و تنفیذ احکام به گونۀ دقیق عمل می‌نماید؛ زیرا عزّت بدون حکمت، تهور، ضعف و ناتوانی به شمار می‌رود.

﴿وَمَن يَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥۚ وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ١٣٠﴾.

از ملت ابراهیم (ع) که معتدل، با گذشت و رهیاب است جز جاهل بی‌خرد روی نمی‌گراند، جاهلی که در واقع به خود زیان می‌رساند؛ زیرا مصلحت خود را نمی‌داند و بر مبنای همین نادانی دنبال ملتی غیر از آنچه ابراهیم (ع) آورده می‌رود. ما ابراهیم (ع) را بر گزیدیم و او را به سوی راه راست هدایت کردیم و مقامش را با عهده داری امامت بالا بردیم، از این‌روی بهترین ملت، ملت او و بهترین دین، دین اوست و او در آخرت از جملۀ ائمه‌ای است که حق‌تعالی بر آن‌ها انعام داده است. پس خوشا به حال ابراهیم و در میان جهانیان سلام بر او باد.

﴿إِذۡ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسۡلِمۡۖ قَالَ أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٣١﴾.

و چون حق‌تعالی امر فرمود تا ابراهیم (ع) در برابر اوامرش مطیع و فرمانبر‌دار باشد و همواره طاعت و عبادتش کند، وی با تمام گفتار و کردار خود با اطاعت فرمان پروردگار پرداخت؛ زیرا می‌دانست این حق خداست تا اطاعت شود و انسان‌ها پیوسته به یاد او باشند و فراموشش نکنند.

﴿وَوَصَّىٰ بِهَآ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ بَنِيهِ وَيَعۡقُوبُ يَٰبَنِيَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ ١٣٢﴾.

ابراهیم فرزندان و ذریۀ خویش را توصیه نمود تا ملتش را لازم گیرند.

و شما ای یهودیان! پدرتان یعقوب (ع) نیز فرزندان خود را بر لزوم پیروی از ملت ابراهیم (ع) وصیت کرد. چرا این وصیت را فرو گذاشتید در حالی که حق‌تعالی این ملت را برای پیامبری خود برگزیده است؟ پس تا دم مرگ به آن تمسک جوئید؛ زیرا اسلام دین تمام پیامبران است و پروردگار فقط به آن راضی است.

این آیه دلالت بر مشروعیت وصیت پدر به فرزندان و عالم به اتباع دارد و اینکه دین از جملۀ مهم‌ترین اولویات به شمار می‌رود و یک انسان مسلمان باید در خصوص هدایت ذریۀ خود حریص باشد.

﴿أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ حَضَرَ يَعۡقُوبَ ٱلۡمَوۡتُ إِذۡ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعۡبُدُونَ مِنۢ بَعۡدِيۖ قَالُواْ نَعۡبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ ءَابَآئِكَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗا وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ ١٣٣﴾.

یهودیان ملّت ابراهیم و یعقوب ـ علیهما السلام ـ را تغییر دادند از این‌روی حق‌تعالی این عمل آن‌ها را زشت شمرد و بیان داشت که یعقوب (ع) هنگامی که مرگ به سراغش رفت فرزندان خود را جمع نمود و آن‌ها را وصیت کرد تا همواره یکتا پرستی که حق خدا أ بر بندگان است را لازم گیرند و آن‌ها را از شرک نهی نمود. فرزندان یعقوب (ع) به خدای یگانه اقرار و اعتراف کردند و به اوتعالی تسلیم شدند و به این ترتیب در خود، هم صحت عقیده را جمع کردند و هم صلاح عبادت را.

این آیه دلالت بر ضرورت سوال عالم از شاگردانش دارد و نشان‌ دهندۀ بحث و مباحثۀ علمی نیز می‌باشد و اینکه در تقرر و تبیین مسایل باید از مهم‌ترین آن‌ها شروع شود و اینکه هنگام سَکَرَات مرگ، انسان باید به فکر توحید و یگانگی خدا باشد.

﴿تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٣٤﴾.

ابراهیم و یعقوب ـ علیماالسلام ـ و نیکو کارانی که با آن‌ها بودند، امتی هستند که با صلاح و رستگاری خود گذشتند و رفتند و تعلق و انتساب شما ای یهودیان به آن‌ها، بدون اینکه شیوه روش‌شان را لازم گیرید و بدان عمل نمائید نفعی به حال شما ندارند؛ زیرا مجرد انتساب نمی‌تواند موجب نجات شود، چون علم نافع آن‌ها برای خودشان و علم زشت‌تان تنها بر خودتان است و هیچگاه هیچ انسانی گناه دیگری را متحمل نمی‌شود و هر کس به تنهائی محاسبه شده و اعمال صالحۀ دیگران به او هدیه نمی‌گردد، چنان‌چه نتیجۀ گناهان دیگران نیز به او نرسیدۀ و به سبب آن دچار ظلم و ستم نمی‌شود و از او در این خصوص سوال نمی‌گردد.

﴿وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ تَهۡتَدُواْۗ قُلۡ بَلۡ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ١٣٥﴾.

یهودیان برای مسلمانان گفتند یهودی باشید و نصرانیان گفتند نصرانی؛ زیرا هدایت با ماست. هر دوی این سخن کذب و دروغ و نادرست است. حق‌تعالی ما را رهنمایی فرموده تا در جواب آن‌ها بگوئیم: بلکه ما ملّت ابراهیم خلیل (ع) را پیروی می‌کنیم که عبارت از دین اسلام معتدل، بردبار، باگذشت و دارای شریعتی میانه و وسط است.

ابراهیم (ع) یکتاپرست بود و از شرک اعراض می‌کرد ولی یهودیان گفتند «عزیر» فرزند خداست و نصرانیان عیسی مسیح را فرزند اوتعالی دانستند؟ با چنین پندارهایی توحید و یکتا پرستی در کجا قرار دارد؟! این آیه دلالت بر حرص یهود و نصارا بر دعوت به سوی دین‌شان دارد، حال که چنین است بر یک مسلمان اولی و بهتر است تا چنین حرصی داشته باشد.

﴿قُولُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡنَا وَمَآ أُنزِلَ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَآ أُوتِيَ ٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمۡ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ ١٣٦﴾.

ای مسلمانان! بگوئید به ربوبیت خدا أ الوهیت و اسما و صفاتش با زبان اقرار و اعراف و با قلب باور داریم و به مقتضای آن با جوارح خود عمل می‌نمائیم و به تمام آنچه در قرآن و سنّت پیامبر گرامی اسلام ج آمده و بر آنچه بر سایر پیامبران نازل شده، به شمول ابراهیم (ع) که پدر پیامبران و صاحب این ملت است و به پیامبرانی که بعد از ابراهیم (ع) بوده‌اند، همه را به صورت یکسان ایمان داریم و هیچگاه در این ایمان مانند یهود و نصارا تفاوت قایل نیستیم بلکه به همه، از جمله کتاب‌های‌شان مانند: صحف ابراهیم (ع)، زبور دارود (ع)، تورات موسی (ع) و انجیل عیسی (ع) ایمان کامل داریم و بر این امر کاملاً منقادیم. ما التزام خود را بر این مبادی علناً اعلان می‌کنیم و ایمان ما به گونه‌ای است که اگر در این زمینه، امری مجمل قرار دارد ما به گونۀ مجمل و اگر امری مفصل است به گونۀ مفصل یقین و باور داریم.

این آیه دلالت دارد بر: اعلان مبدأ و تصدیق تمامی پیامبران و کتاب‌های آسمانی؛ آنچه بر انبیای الهی نازل شده بزرگ‌ترین هدیه از جانب پروردگارشان است؛ از جملۀ لوازم ربوبیت اوتعالی یکی هم این است که او خلایق را هدایت می‌کند؛ هر کس منکر دعوت و رسالت یکی از پیامبران باشد کافر می‌گردد؛ اسلام دین تمام پیامبران است.

﴿فَإِنۡ ءَامَنُواْ بِمِثۡلِ مَآ ءَامَنتُم بِهِۦ فَقَدِ ٱهۡتَدَواْۖ وَّإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا هُمۡ فِي شِقَاقٖۖ فَسَيَكۡفِيكَهُمُ ٱللَّهُۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ ١٣٧﴾.

اگر اهل کتاب به همۀ پیامبران از جمله حضرت محمد ج و به همۀ کتاب‌ها از جملۀ قرآن کریم ایمان آورند محققاً که کار خوب و درستی انجام داده‌اند ولی اگر روی گردانند پس آن‌ها اهل تفرقه و فتنه‌اند که ارادۀ هدایت و اجتماع بر خیر و خوبی را ندارد. پس تو از آن‌ها نترس و از حیله‌های‌شان دچار دلهره نشو که حق‌تعالی تو را در برابر آذار و اذیت‌های آن‌ها کافی است و یاریت می‌دهد. پروردگار همۀ گفتارها را با تفاوتی که در لهجه‌ها وجود دارد، خواه واضح و آشکار باشد یا مخفی و پوشیده، می‌داند، کسی که چنین مواصفاتی دارد یقیناً به عنوان یاری دهنده و محل توکّل کافی است.

﴿صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗۖ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ ١٣٨﴾.

این دین خدا أ و راه اوست، آن را لازم گیرید و خود را طوری به رنگ آن در آورید که لباس خود را رنگ می‌دهید.

آیا هدایتی نیکوتر از هدایت حق‌تعالی هست؟ و آیا از دین خدا أ دینی برابرتر هست؟ کسی که خود را متصف به دین سازد در واقع صداقت و نیکوئی نموده و دانسته و به دیگران نیز بیان کرده و در این راه دست به جهاد، صبر و استقامت زده و در برابر هر امری از امور زندگی خود، همواره متواضع و فروتن بوده است. و هر کس این هدایت را ترک کند حقیقتاً گمراه، خوار و ذیل شده و در زیان و تباهی قرار گرفته است.

و ما در برابر پروردگار خود کاملاً مطیع بوده، از او فرمان می‌بریم و در این زمینه از اخلاص کامل برخورداریم و مقتدای ما پیامبر گرامی‌اش ج است و باور داریم که چنین عبادتی، انسان را به صورت واقعی و در آشکار و نهان بندۀ حق‌تعالی می‌سازد.

﴿قُلۡ أَتُحَآجُّونَنَا فِي ٱللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡ وَلَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُخۡلِصُونَ ١٣٩﴾.

و تو ای پیامبر! ـ و شما ای مسلمانان ـ برای اهل کتاب بگو آیا با دربارۀ پروردگار مجادله می‌کنید و گمان می‌نمائید که شما از ما بهترید؟! و اینکه اوتعالی فقط خدای شماست در حالی که هم ما را آفریده و هم شما را، هم ما را روزی داده و هم شما را؛ این چه تفاوتی است که شما قایلید در حالی که خداوند أ پروردگار همه است؟! در ثانی صلاح و تقوای ما برای ما و گمراهی ما بر علیه ماست و حسنات شما برای شما و بدی‌های‌تان بر خودتان است و ما در عبادت حق‌تعالی مخلصیم چون اخلاص در عبادت از اصلی‌ترین اصول دین و در رأس همۀ امور قرار دارد و مانند شما اهل کتاب نیستیم که با خدا أ دیگری را شریک می‌آورید. به این ترتیب ما با اهل کتاب در ربوبیت خدا أ اتفاق و در الوهیتش اختلاف داریم؛ زیرا ما یکتاپرست و مخلصیم در حالی که آن‌ها دروغ می‌گویند و از مسیر حق جدایند.

﴿أَمۡ تَقُولُونَ إِنَّ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰۗ قُلۡ ءَأَنتُمۡ أَعۡلَمُ أَمِ ٱللَّهُۗ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ ١٤٠﴾.

ای یهودیان! چرا به دروغ ادعا می‌کنید که ابراهیم (ع) و فرزندان و نوادگانش یهودی بوده‌اند در حالی که چنین پنداری دروغ و افتراست. و شما ای نصرانیان چرا ادعا می‌کنید که همۀ این‌ها نصرانی‌اند؟ چنین سخنی یک ادعا و دجل بدون دلیل و حجّت و برهان است. حق‌تعالی خبر می‌دهد که آن‌ها بر ملت حنیف ابراهیم (ع) بوده و اسلام دین تمام پیامبران است در حالی که شما با این سخن مخالفید! آیا شما بهتر می‌دانید؟ پروردگاری که آن‌ها را خلق و هدایت نموده و به پیامبری بر گزیده است؟!. خدا أ داناتر و صادق‌تر است و شما نادان‌تر و دروغگوترین اید!

چه کسی از شما مجرم‌تر است در حالی که شهادت خدا أ را بر خود مبنی بر ایمان به همۀ پیامبران و تمام کتاب‌های آسمانی را پنهان داشتید و همۀ این‌ها را تکذیب نمودید! شما حق را پنهان داشته و در شهادت دروغ گفتید! آگاه باشید که حق‌تعالی هرگز از این فعل بد شما غافل نیست بلکه او تمام این عملکردها را آمار می‌گیرد و بر آن برای شما بدترین کیفر را خواهد داد. و اینگونه هر که خدا أ علیه او باشد پس امیدش به چه کسی خواهد بود و آنکه خدا أ با او باشد از چه کسی خواهد ترسید؟

﴿تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٤١﴾.

این کسانی که ذکرشان رفت، امتی هستند که گذشتند و کارشان تمام شد. شما مسئول احسان نیکوکار و بدی بدکار نیستید، پس نتیجه و ثمرۀ صلاح نیکوکار برای خود اوست و به شما چیزی نمی‌رسد و فساد بد کارشان نیز بر علیه خود او می‌باشد و بازهم به شما ربطی ندارد ولی این شمائید که در کردار خود دست به تجاوز می‌زنید و ما به هیچ‌کس حسنه‌ای را که انجام نداده نمی‌بخشیم چنان‌چه گناهی را که انجام نداده بر او حمل نمی‌نمائیم.

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

تفسیر سوره بقره آیات 113 الی 126

تفسیر سوره بقره آیات 113 الی 126

تفسیر سوره بقره آیات 113 الی 126 ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ لَيۡسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *