قالب وردپرس افزونه وردپرس

تفسیر سوره بقره آیات 113 الی 126

تفسیر سوره بقره آیات 113 الی 126

﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ لَيۡسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ لَيۡسَتِ ٱلۡيَهُودُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُمۡ يَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ مِثۡلَ قَوۡلِهِمۡۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ ١١٣﴾.

یهودیان نصرانیان را تکفیر کردند و نصرانیان یهودیان را در حالی که هرکدام‌شان گمراهی دیگر را می‌بینند و دارای کتابی اند که حق و باطل را برای آنان بیان می‌دارد ولی آن‌ها به هدایت این کتاب‌ها رهنمود نشدند و صرفاً آن را تلاوت کردند بدون اینکه معنی و مفهوم آن را بفهمند و یا به آن عمل کنند. این عمل آن‌ها شبیه به عمل جهّال امت‌های گذشته و فرقه‌های منحرف و گروهای گمراه است که یکدیگر را گمراه می‌دانند و تکفیر می‌کنند.

این عمل آنگونه که حضرت محمد ج خبر داده‌اند در این امّت نیز واقع شده است، تنها حق‌تعالی در روز قیامت در بین آن‌ها در آنچه اختلاف می‌کنند قضاوت می‌کند و بین مؤمن و کافر تشخیص می‌دهد.

﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمۡ أَن يَدۡخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَۚ لَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٞ ١١٤﴾.

هیچکس ظالم‌تر آن کس نیست که بندگان خدا أ را از ذکر او، تلاوت قرآن و تسبیحش و یا تعلیم علم نافع در یکی از خانه‌ها اوتعالی باز دارد و هیچ‌کس ظالم‌تر از کسی نیست که مساجد را یا ویران می‌کند و یا بر بنای آن اعتراض می‌نماید. عقاب چنین اشخاصی این است که داخل این مساجد نشوند مگر خوار و ذلیل و بیمناک، این جزا موافق عملکرد‌شان است؛ زیرا آن‌ها مؤمنان را می‌ترسانند. این کار با مشرکان زمانی صورت گرفت که در حال اسارت و ذلّت وارد مساجد شدند و در زمان حضرت ابوبکر صدیق س نیز چنین کاری با مرتدان زکات انجام شد.

این، جزای آن‌ها در دنیا بود، در آخرت عذابی دردناک و طاقت فرسا به سراغ آن‌ها خواهد رفت. طبیعی است هرگاه کسی ظالم‌تر از آنکه در راستای ویرانی مساجد تلاش می‌کند نباشد در همین راستا پاداش‌دارتر از کسی که در راستای آبادانی مساجد با طاعت و عبادت تلاش می‌نماید نیز نمی‌باشد.

﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ ١١٥﴾.

و تنها خداوند أ مالک مشرق است، جایی که خورشید، ماه و ستارگان طلوع می‌کنند. او مالک مغرب نیز هست، جایی که این فلک‌ها غروب می‌کنند. و آنکه مالک مشرق و مغرب می‌باشد مالک تمام پدیدهایی است که در بین آن دو قرار دارد. پس به هرسوی که روی آورید همانجا به امر حق‌تعالی وجهه و قبلۀ الهی است. حق‌تعالی در صفات و بخشش خود واسع است و از جمله وسعت او وسعتی است که در اوامر و نواهی خود ایجاد نموده و در این راستا بندگانش را مکلف به انجام امور سخت و طاقت فرسا نکرده است و اوتعالی بر تمام امور پوشیده و مخفی و آنچه در نهان انسان قرار دارد آگاه است و از جمله نشانه‌های علم او شریعتی است که به گونه آسان و مناسب با حال‌تان به شما فرستاده است.

﴿وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ بَل لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ ١١٦﴾.

و دشمنان خدا أ از یهودیان، نصرانیان و مشرکان گفتند: حق‌تعالی برای خود فرزند بر گزیده است، او از چنین قول باطل و گناه آلودی پاک و منزه است. خدای‌تعالی قاهر تمام کسانی است که در آسمان‌ها و زمین قرار دارند و همه مسخّر امر او و بندگانش می‌باشند، {اگر خداوند أ برای خود فرزندی می‌گرفت حتماً فرزند از جنس پدر می‌بود و از صفات مخلوقات بیرون می‌شد در حالی که چنین کاری نشده است}. به اضافۀ آنچه گفته شد کسی که مالک تمام کسانی باشد که در آسمان‌ها و زمین قرار دارد ضرورتی به فرزند ندارد؛ زیرا او از همه چیز و همه کس بی‌نیاز است، پس او یگانۀ بی‌نیازی است که نه زاده شده و نه کسی از او زائیده شده است و برای او هیچ شبیه و مانندی نیست و تمام پیدیده‌هایی که در آسمان‌ها و زمین قرار دارند همه تحت تصرف، تدبیر و حکم او یا به گونه رضا از طریق عبادت و طاعت قرار دارند و یا به گونۀ اجبار.

﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ١١٧﴾.

حق‌تعالی ایجاد گر آسمان‌ها و زمین است بدون اینکه نمونه‌ای از قبل برای آن‌ها وجود داشته باشد، این در مورد خلق؛ و اما در مورد امر باید گفت که خداوند أ هرگاه ارادۀ کاری را بکند فقط برایش می‌گوید «شو» پس او می‌شود و هیچ چیزی او را از هیچ کاری عاجز ساخته نمی‌تواند و هیچ کاری بر او سخت و دشوار نیست، هیچ خدایی جز او نیست و ما جز او دیگر هیچ‌کس را عبادت نمی‌کنیم.

﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ لَوۡلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوۡ تَأۡتِينَآ ءَايَةٞۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّثۡلَ قَوۡلِهِمۡۘ تَشَٰبَهَتۡ قُلُوبُهُمۡۗ قَدۡ بَيَّنَّا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يُوقِنُونَ ١١٨﴾.

جهّال اهل کتاب و مشرکان گفتند چرا خداوند أ آنگونه که با پیامبران سخن می‌گویند با ما سخن نمی‌گویند، یا یکی از پیشنهادات ما تحقق پیدا نمی‌کند، پیشنهاداتی مانند: اینکه خدای را به گونۀ عیان ببینیم، اینکه بر خود ما کتابی از آسمان نازل شود، اینکه بر ما فرشته فرستاده شود و یا گنجی فرو افتد، یا پیامبر دارای بهشتی باشد و یا برای ما از زمین چشمه‌ای را فوران کند و از این قبیل. این سخنان را مشرکان و قبل از آن‌ها یهودیان و نصرانیان نیز گفتند، از این‌روی قلب‌های آن‌ها در گمراهی و کفر شبیه و نزدیک است؛ زیرا محل ایمان، کفر، صلاح و فساد، قلب است. این درخواست آن‌ها به منظور سرکشی و تعجیز بوده نه به منظور فهم و استدلال و الا اگر هدف‌شان بیان و ایمان می‌بود از آیات شرعی ما که کاملاً واضح و آشکار است در این زمینه استفاده می‌کردند ولی این نشانه‌ها مگر کسی که دارای ایمانی بزرگ و معرفتی عمیق و صادقانه باشد استفاده کرده نمی‌تواند.

﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗاۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُ عَنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَحِيمِ ١١٩﴾.

و از جملۀ بزرگ‌ترین آیات و نشانه‌های ما فرستادن پیامبر امّی عربی حضرت محمد ج است. ارسال ایشان نشانه‌ای ظاهر و آشکار است؛ زیرا با خود معجزاتی را آورده که موجب شگفتی عقل است، خواه این معجزه در ذات پیامبر باشد یا در کتاب، سیرت و یا تمام شئون زندگی‌شان. همچنان حضرت محمد ج با حقیقتی مستدل فرستاده شده که نزد هر عاقل مؤمنی ثابت است. اینان مؤمنان را به پیروزی و بهشت بشارت دادند و کفار را به ذلّت و آتش دوزخ در حالی که هردوی این‌ها دقیقاً تحقق پیدا کرده است. پیامبر اسلام ج هرگاه حجّت را بر مردم تمام کند دیگر مسئول گمراهی کسی نیست؛ زیرا خود گمراه، جرم مسئولیت خود را متحمل می‌شود و به جزای اعمال خود در آتش دوزخ می‌رسد؛ چون چنین شخصی عذری ندارد و برایش راه بیان شد و دلیل و برهان ارائه گردید. بر دعوت‌گر لازم است تا دعوت کند و حساب و کتاب نزد خداست که یا ثواب و پاداش می‌دهد و یا عذاب می‌کند.

﴿وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۗ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ ٱلَّذِي جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ ١٢٠﴾.

یهودیان و نصرانیان هرگز از تو راضی نمی‌شوند مگر اینکه دین خود را ترک کنی و به آئین آن‌ها بگروی. آن‌ها مردم را به سوی کیش باطل خود دعوت می‌کنند. ای محمد ج به یهود و نصارا خبر بده که با تو هدایت است و با آن‌ها هوا و هوس؛ به آن‌ها بگو هدایت خدا أ و دینی که من با آن فرستاده شده‌ام، صحیح و حق است و با او هیچ دین دیگری همپایی کرده نمی‌تواند. تو از این بر حذر باش که از هوس‌ها و باطلی که آن‌ها ادعا می‌کنند پیروی کنی! به خصوص بعد از اینکه پروردگارت به تو در این زمینه علم و دانشی نافع و مبارک داده است.

بنابراین تو بر حقی و آن‌ها بر باطل و اگر تو هم از دین آن‌ها پیروی کنی، هیچ دوستی برایت نفعی نخواهد داشت و نخواهد توانست ضرری را از تو دفع کند و یا در برابر حق‌تعالی یاری‌ات دهد، نفع و ضرر فقط از سوی خدای یگانه است.

حال که خداوند أ پیامبر خود را چنین هشدار می‌دهد پس پیروان‌شان در این زمینه از چه وضعیتی برخوردار خواهند بود. این آیه دلالت بر تحریم موالات با یهودیان و نصرانیان و پیروی از دین‌شان و یا تشبه به آن‌ها دارد و بیان می‌دارد که دشمنی آن‌ها با یک مسلمان تا زمانی است که دین خود را ترک کند و وارد دین آن‌ها شود.

﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَتۡلُونَهُۥ حَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ١٢١﴾.

آنانی که بر آن‌ها کتاب نازل کردیم و آن‌ها از این کتاب به گونۀ سزاوار پیروی کردند و با هدایت آن هدایت شدند و در این راستا حلالش را حلال و حرامش را حرام نمودند و به مُحکَمش عمل نمودند و به متشابه آن ایمان آوردند، این‌ها مؤمنان صادق‌آند؛ نه کسانی که بین کتاب‌های الهی و پیامبران فرق قایل شده و گفتند: به بعضی از کتاب‌ها ایمان می‌آوریم و به برخی دیگر کفر می‌ورزیم. کسی که چنین عناد داشته باشد و کتاب را تکذیب کند از دایرۀ طاعت و عبادت ما خارج است و به عنوان انسانی متمرد بر شریعت ما شناخته می‌شود، جزای چنین کسی زیان، هلاکت و عذاب همیشگی است.

﴿يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَنِّي فَضَّلۡتُكُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٢٢﴾.

ای بنی اسرائیل! نعمت من را که بر شما داده‌ایم یاد آورید، شاید این یادآوری شما را وادارد تا به مراجعه ذات خویش بپردازید و در پی آن شکر گذار نعمت‌های پروردگار باشید؛ زیرا یادآوری از نعمت‌ها، سپاس گفتن نعمت دهنده را یاد می‌آورد، چنان‌چه تفکر در نعمت، مقتضی داشتن حیا از خالق متعال و پروردگار زمین و آسمان است. آگاه باشید که تنها خدای‌تعالی نعمت می‌دهد نه دیگران. و یاد آورید ای فرزندان یعقوب (ع) این نکته را که من شما را بر جهانیان زمان‌تان با پیامبران و شریعت برتری دادیم، پس آیا جزای چنین فضیلت دادنیها نعمت نشناسی و تکذیب است؟!

﴿وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا لَّا تَجۡزِي نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يُقۡبَلُ مِنۡهَا عَدۡلٞ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَٰعَةٞ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ ١٢٣﴾.

و با انجام طاعت و عبادت و دوری از معصیب و منکرات از روز قیامت بترسید، روزی که هیچ‌کس برای کسی دیگر نفعی رسانیده نمی‌تواند و جهت دفع عذاب فدیه‌ای نیز از کسی گرفته نمی‌شود و شفاعت‌گری نیز که منفعت برساند نیست و اگر کسی کافر شود این شفاعت‌گر نمی‌تواند او را وارد بهشت کند و یا دوزخ را از او دفع نماید. کسی که به یاد روز قیامت و تحولات ترسناک آن باشد از پروردگار دانای غیب می‌ترسد و از گناهان دست برمی‌دارد.

﴿۞وَإِذِ ٱبۡتَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَٰتٖ فَأَتَمَّهُنَّۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗاۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِيۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّٰلِمِينَ ١٢٤﴾.

خداوند أ ابراهیم (ع) را با مجموعه‌ای از اوامر، نواهی، فرائض و حدود مورد امتحان و آزمایش قرار داد. ابراهیم (ع) این مجموعه را به خوبی انجام داد و از این آزمون موفق بَدَر آمد، از این‌روی با صبر و یقینی که داشت مستحق پیشوائی دین مردم گردید و برای جهانیان به عنوان امام برگزیده شد. اهل کتاب از روی ادعا خود را به ایشان و پیروی از دین‌شان نسبت می‌دهند.

ابراهیم (ع) امامی است برحق که سیرت‌شان خوانده می‌شود و مناقب‌شان سینه به سینه نقل می‌گردد و همواره مردم به نیکوئی از ایشان یاد می‌کنند. حضرت ابراهیم (ع) در هدایت و ارشاد مردم به تنهائی یک امّت بود و اسوه و قدوه‌ای برای اهل علم و جهاد می‌باشد.

نظر به همه این خصوصیات بود که ابراهیم (ع) از پروردگار خود خواست از ذریه‌اش کسانی را به عنوان امام برگزیند تا اجر و پاداش و همچنان یاد نیکو در نسل وی بر قرار باشد. حق‌تعالی به ایشان خبر داد که امامت و پیشوائی فقط برای کسی داده می‌شود که عالِم باشد و به علم خود عمل نماید و کسی که ظالم و ستمگر باشد و اعمال گمراهانه انجام دهد، چنین کسی به هیچ وجه به پیشوائی در زمین نمی‌رسد. این آیه همچنان این نکته را نیز افاده می‌کند که قبل از تمکین در زمین ابتلا و قرار گرفتن در آزمون حتمی است. امامت مقتضی عمل به شریعت به صورت نهان و آشکار است و هر که عملش فاسد و عملش بد باشد هرگز به امامت نمی‌رسد.

﴿وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ وَأَمۡنٗا وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ مُصَلّٗىۖ وَعَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ ١٢٥﴾.

و همانگونه که ابراهیم (ع) را امام مردم و مقتدای‌شان ساختیم و آن‌ها به ایشان اقتدا می‌کنند، همین‌گونه خانه کعبه را نیز به عنوان قبلۀ مردم برگزیدیم تا به سوی آن روی گردانند و مصالح دینی و دنیوی خود را به دست آورند. خانۀ کعبه محلی است امن طوری که هر کس داخل آن شود در امان خواهد بود حتی حیوانات و درختان نیز از اینکه شکار شوند و یا قطع گردند امنیت دارند.

در ادامه حق‌تعالی بندگان خود را امر می‌نماید تا از مقام ابراهیم (ع) به عنوان محلی برای نماز برگزینند. پیامبر اسلام ج در تطبیق این امر بعد از انجام طواف دو رکعت نماز در مقام ابراهیم گذاردند. حق‌تعالی ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ را امر فرمود تا خانۀ کعبه را از بت‌ها و گناهان و هرگونه عمل آلوده به شرک و پلیدی پاک کنند تا برای پذیرش طواف کنندگان، معتکفان، رکوع و سجده کنندگان آماده باشد. حق‌تعالی خانۀ کعبه را از روی شرافت و حرمتی که دارد به خود نسبت داده تا به مردم لزوم نگهداشت و احترام آن را گوشزد کند.

﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا وَٱرۡزُقۡ أَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ مَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُم بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُۥ قَلِيلٗا ثُمَّ أَضۡطَرُّهُۥٓ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ١٢٦﴾.

ابراهیم (ع) دعا نمود و از پروردگارش خواست تا مکۀ را شهری امن قرار دهد و به اهلش روزی فراوان ارزانی دارد؛ زیرا اگر امنیت نباشد زندگی سالم و برابر نیز نخواهد بود و انسان گرسنه هیچگاه راحت نیست. روی این اساس حق‌تعالی مکّیان را از بیم و ترس در امان داشت و از گرسنگی نجات داد. ابراهیم (ع) در دعای خود قید «مؤمن» را در اهل مکه ذکر کرد، حق‌تعالی ایشان را از دعا کردن در مسألۀ امامت به صورت مطلق نهی فرمود بود ولی در خصوص رزق و روزی اوتعالی بیان داشت که این مسأله بر اطلاق خود باقی است و هردو گروه مؤمن و کافر را دربَر می‌گیرد و در این راستا برای مؤمن مددی در عبادت پروردگار است و برای کافر بهره‌ای تا مدتی معین و مشخص. و چون امامت مقام و جایگاهی است ربانی از این‌روی جز به کسی که شریعت را بر پای دارد داده نمی‌شود.

و اگر حق‌تعالی برای کافر بسان حیوانات بهره‌ای کوچک از دنیا بدهد، یقین باید داشت که در آخرت او را به سوی عذابی دردناک در آتش دوزخ سوق می‌دهد؛ چقدر بد است این جایگاه و چه عاقبت ذلّت باری است برای کافران و ستمگران!!

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

فضایل شب قدر

فضایل شب قدر و دلایل آن

فضایل شب قدر و دلایل آن از فضایل ماە مبارک رمضان شب قدر است، شبی است کە خداوند در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *