قالب وردپرس افزونه وردپرس

تفسیر سوره بقره آیات ۱ تا ۲۴

سوره بقره مدنی است؛ شمار آیات آن 286

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ ١﴾.

الف. لام. میم؛ پروردگار به مراد خویش از این حروف عربی آگاه‌تر است. با این‌حال نزدیک‌ترین قول به حقیقت این است که در حروف مقطعات، اظهار عجز معاندان از آوردن مانندی برای قرآن است در حالی که این کتاب آسمانی با همان حروف زبان عربی نازل شده که عرب‌ها به آن آشنایی کامل دارند.

﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ ٢﴾.

این قرآن بزرگ که در عظمت، صدق، برکت و بلاغتش هیچ کتابی شبیه آن نیست، شک و شبهه‌ای در آن نمی‌باشد؛ زیرا در حدّ کامل یقین قرار دارد، طوری که هرگونه تحیّر، شک و شبهه را از بین می‌برد. این کتاب مرشد و راهنمای کسانی است که به سوی خیر و خوبی هردو سرای (دنیا و آخرت) هدایت می‌شوند، این کتاب آن‌ها را بر امور هدایت رهنمایی و از فرومایگی‌ها دور می‌سازد. با این‌حال از این کتاب جز مؤمنان نفعی نمی‌برند، اینان کسانی‌اند که با طاعت و عبادت، به رحمت خدا أ نزدیک می‌شوند و با اجتناب از معصیت، خود را از عذاب اوتعالی دور می‌سازند.

﴿ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡغَيۡبِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ ٣﴾.

این پرهیزگاران تمام امور غیبی را که پیامبر اسلام ج از آن خبر داده‌اند تصدیق می‌کنند، اموری مانند: روز قیامت، بهشت و دوزخ، اخبار و اطلاعات گذشتگان و امور آینده. و نماز را در بهترین وجه آن ادا می‌نمایند.

در اینجا ملاحظه می‌شود که از ادای نماز با واژۀ: «یُقِیمُونَ» تعبير شده نه «یصلون» زیرا منظور از اقامۀ نماز برپای داشتن آن با خشوع و فروتنی و مطابق به تمام مواصفات و امور مسنونۀ آن است، چنین نمازی آن‌ها را از فحشا و منکر بازمی‌دارد. این‌ها از آنچه پروردگار به آن‌ها روزی داده با دادن زکات و صدقات در راستای احسان و نزدیکان و وجوه خیر و در جهت تقرب به حق‌تعالی انفاق می‌کنند و در این زمینه دست به زَر اندوزی نمی‌زنند؛ زیرا تمام روزی‌ها از سوی خداست نه از جانب آن‌ها؛ البته این در حالی است که قسمتی از اموال خود را صدقه می‌دهند نه همه را.

﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَ وَبِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ ٤﴾.

آن‌ها کسانی‌اند که به تمام آنچه بر حضرت محمد ج و بر پیامبران پیش از ایشان نازل شده یقین و باور کامل دارند و به این ترتیب در ایمان به تمام کتاب‌ها و پیامبران هیچ تفاوتی قایل نیستند. آن‌ها با علم یقین می‌دانند که روز آخرت حق است و پروردگار مردم را در روزی که هیچ شکی در وقوع آن نیست جمع می‌کند تا همه را محاسبه نماید.

﴿أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٥﴾.

آن‌ها (کسانی که وصف‌شان رفت) بر هدایتی بزرگ‌اند؛ زیرا اوامر خدای را اطاعت کرده و از نواهیش دوری جستند، پس هدایتی بزرگ‌تر از هدایت آن‌ها نیست. این هدایت از جانب خالق و رازق‌شان است از این‌روی آن‌ها رستگارانند، کسانی که به مطلوب و مراد خویش دست یافته و از آنچه مایۀ ترس و وحشت است رها شدند به این سبب که آن‌ها راه نجات را طی کرده و از طریق هلاکت دوری گزیدند.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ ٦﴾.

آنانی که به خدا أ و پیامبرش کافر شدند، چه آن‌ها را بیم دهی یا ندهی نزدشان برابر و مساوی است؛ زیرا وعظ و ارشاد هیچ تأثیری در آن‌ها ندارد و نمی‌تواند نفعی به حال‌شان داشته باشد. آن‌ها ایمان نمی‌آورند و آنچه را آورده‌ای تصدیق نمی‌کنند چون چشم‌های‌شان از ذکر خدا أ در پرده و حجاب قرار گرفته است.

﴿خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ ٧﴾.

خداوند أ قلب‌های‌شان را در حجاب قرار داده از این‌روی ایمان در آن قلب‌ها داخل و کفر از آن‌ها بیرون نمی‌شود و بر گوش‌ها و چشم‌های‌شان پرده نهاده، از این‌روی تمامی دریچه‌های ورودی علم و دانش نزد آن‌ها بسته است، پس حق را نمی‌فهمند، هدایت را نمی‌شنوند و رشد و رهنمود را نمی‌بینند. خداوند أ برای آن‌ها در دوزخ بنابر اعمال‌شان عذابی را آماده نموده که بسیار بزرگ و طاقت فرساست.

﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِينَ ٨﴾.

و از میان مردم گروهی منافق‌اند، این‌ها اموری را اظهار می‌دارند که در باطن‌شان نیست. چنین کسی به زبان مسلمان و در دل کافر است ولی ادعا می‌کند که به خدا أ و روز آخرت یقین و باور کامل داشته و تمام آنچه را از سوی اوست تصدیق می‌کند در حالی که دروغ می‌گوید؛ زیرا در نهاد خود تکذیب می‌نماید و ایمان دریچه‌های قلب‌هایش را نگشوده است.

﴿يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا يَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ ٩﴾.

آن‌ها گمان می‌کنند با چنین سخنانی با خدا أ و بندگان صالح و خوب او حیله گری می‌کنند، چنین فریب کاری‌ها در کوتاه مدّت موفق خواهد بود، ولی هیهات که این‌ها با خویشتن بازی می‌کنند و در راستای هلاکت خود گام برمی‌دارند. این‌ها بر نفس‌های خود استخفاف می‌نمایند و رگ‌های قلب خود را قطع می‌کنند در حالی که نمی‌دانند. پس آن‌ها بر قباحت و زشتی عملکرد خود واقف نیستند و از بدی صنع خویش غافل اند.

﴿فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ ١٠﴾.

در قلب‌های چنین کسانی مرض شک و تکذیب قرار دارد و به سبب گمراهی که دارند خداوند أ در حیرت، شک و اضطراب‌شان افزود؛ زیرا کیفر بدی، بدی، در دنیا و آخرت با انواع و اقسام عقوبت‌ها بر آنان فرود خواهد آمد، زیرا آن‌ها صدق و راستی را تکذیب کردند و در گفتار خود دروغ گفته و اعمال زشت انجام دادند و تکذیب اصل تمام گناهان‌شان است.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ قَالُوٓاْ إِنَّمَا نَحۡنُ مُصۡلِحُونَ ١١﴾.

و هرگاه به این منافقان از باب نصیحت گفته شود در زمین فساد نکنید و اعمال زشت خود را کنار بگذارید؛ زیرا این اعمال موجب فساد در روی زمین است و این شما هستید که سبب نفاق، تفرقه افگنی و نمونۀ بدی اخلاقی و مایۀ تفرّق جمع مردم می‌باشید! آن‌ها در پاسخ می‌گویند: ما اصلاح گریم و ادعا می‌کنند که ارادۀ خیر و منفعت عمومی را دارند، چنین ادعاهائی همواره از هر مفسد تبهکار سَر می‌زند.

﴿أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡمُفۡسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشۡعُرُونَ ١٢﴾.

آگاه باشید که این منافقان فساد گرانی اند که فاسد‌تر از آن‌ها کسی دیگر نیست. این‌ها در نهاد خود به علت وجود عقاید فاسد، فاسد اند چنان‌چه اعمال و افعال‌شان نیز مفسدانه است؛ زیرا به منظور ایجاد فتنه و فساد در بین مردم تلاش می‌کنند در حالی که متوجه فساد خود نیستند. نزد آن‌ها موازین امور و مقاصد زندگی معکوس شده طوری که شر را خیر می‌انگارند و خیر را شر و باطل در نظر آن‌ها در شکل حق جلوه‌گر شده است. کسی که متوجه فساد خود نباشد، طبیعی است که از حق دور می‌ماند. در حق این‌ها همینقدر کافی است که باری‌تعالی آن‌ها را تکذیب نموده است.

در مورد چنین حالتی مقوله‌ای نیز وجود دارد با این مفهوم که: «در فضیحت دروغگو همین کافی است که در رویش گفته شود دروغ گفتی!».

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ ءَامِنُواْ كَمَآ ءَامَنَ ٱلنَّاسُ قَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ كَمَآ ءَامَنَ ٱلسُّفَهَآءُۗ أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلسُّفَهَآءُ وَلَٰكِن لَّا يَعۡلَمُونَ ١٣﴾.

اگر از این منافقان خواسته شود که داخل دین شوید و از پیامبر ج پیروی کنید آنگونه که مردم ایمان آورده و از پیامبر پیروی کرده‌اند؛ در پاسخ می‌گویند: چگونه کاری را که این ابلهان انجام داده‌اند انجام دهیم ـ منظورشان صحابۀ کرام بود ـ این سخن را از این‌روی می‌گفتند که قربانی دادن در راه خدا أ و تحمل اذیت به خاطر آن و همچنان مواجه شدن با انواع و اقسام خطرها، کاری است که مخالف عقل بزدلانه و معیشت‌گرای آن‌هاست، عقلی که همواره به دنبال لذت جوئی و پیروی از شهوات است. پروردگار پاسخ‌شان را اینگونه داد که آن‌ها خود جاهل و ابله‌اند؛ زیرا مصلحت بزرگی را از دست داده و در بدترین انواع مهلکه‌ها واقع و در وادی حسرت سرگردان شدند در حالی که زشتی عملکرد و بدی آنچه را مرتکب می‌شوند نمی‌دانند از این‌روی امید رهیابی‌شان وجود ندارد.

﴿وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوۡاْ إِلَىٰ شَيَٰطِينِهِمۡ قَالُوٓاْ إِنَّا مَعَكُمۡ إِنَّمَا نَحۡنُ مُسۡتَهۡزِءُونَ ١٤﴾.

و هرگاه با مؤمنان یکجا شوند و با آنان ملاقات کنند به منظور حفظ جان و مال خویش بر زبان اظهار ایمان می‌کنند و کفر را در نهاد خویش پنهان می‌دارند و هرگاه به سوی پیروان خویش و کسانی بر گردند که مانند آن‌ها در کفر بسر می‌برند، می‌گویند ما در اعتقادی که شما دارید با شمائیم، همانا ما با مؤمنان فریبکاری نموده و بر آنان استهزا کردیم و الا ما هرگز با آن‌ها نیستیم و به آنچه باور دارند باور نداریم. این گروه با چنین تعاملی خواستند بین معاشرت با کفار و مصاحبت با مؤمنان جمع کنند ولی در عملکرد خویش موفق نشدند؛ زیرا اجتماع دو ضد نا ممکن است.

﴿ٱللَّهُ يَسۡتَهۡزِئُ بِهِمۡ وَيَمُدُّهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ ١٥﴾.

حق‌تعالی در پاسخ استهزا و تمسخری که نسبت به مؤمنان انجام می‌دهند به آنان استهزا می‌کند و مهلت‌شان می‌دهد تا در طغیان و سرکشی، ظلم، گمراهی و انحراف خویش همچنان دوام دهند در حالی که از فرجام عملکرد خویش در غفلت و کوری قرار دارند.

﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَٰرَتُهُمۡ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ ١٦﴾.

این منافقان کسانی اند که هدایت پیامبر اسلام ج را به عنوان ثمن گمراهی که خریده و به آن رغبت نشان داده‌اند پرداختند و به این ترتیب پست و ردی را در بدل آنچه خیر و بهتر است به دست آوردند. به خدا سوگند که بد تجارتی است این و آن‌ها در معاملۀ خویش سخت زیان کرده‌اند. کسی که چنین روشی داشته باشد هرگز هدایت نمی‌شود.

﴿مَثَلُهُمۡ كَمَثَلِ ٱلَّذِي ٱسۡتَوۡقَدَ نَارٗا فَلَمَّآ أَضَآءَتۡ مَا حَوۡلَهُۥ ذَهَبَ ٱللَّهُ بِنُورِهِمۡ وَتَرَكَهُمۡ فِي ظُلُمَٰتٖ لَّا يُبۡصِرُونَ ١٧﴾.

مَثَل و نمونۀ آنان مَثَل و مانند کسی است که در تاریکی شدیدی قرار دارد و آتش می‌افروزد و زمانی که اطراف خود را می‌بیند حق‌تعالی آن آتش را خاموش می‌کند و آنان را بعد از خاموش کردن آتش در تاریکی قرار می‌دهد که هیچ چیز را نمی‌بینند. این‌ها کسانی اند که در دنیا اسلام برای آن‌ها پرتو افشانی کرد و به سبب آن جان و مال‌شان محفوظ ماند؛ ولی زمانی که حق‌تعالی آنان را می‌راند، خوار و ذلیل‌شان ساخت و دچار عذاب و ذلّت کرد.

﴿صُمُّۢ بُكۡمٌ عُمۡيٞ فَهُمۡ لَا يَرۡجِعُونَ ١٨﴾.

آن‌ها کَر اند پس حق‌ را نمی‌شنوند؛ گُنک اند پس سخن حق را بر زبان نمی‌آورند؛ کور اند از این‌روی حق را نمی‌بینند، پس آن‌ها از گمراهی که خریده‌اند باز نمی‌گردند و به سوی هدایتی که فروخته‌اند رجعت نمی‌نمایند.

﴿أَوۡ كَصَيِّبٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فِيهِ ظُلُمَٰتٞ وَرَعۡدٞ وَبَرۡقٞ يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِۚ وَٱللَّهُ مُحِيطُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ ١٩﴾.

یا مثَل و نمونۀ آن‌ها مانند مثَل کسی است که به او بارانی بسیار از آسمان رسیده است که در آن هم تاریکی شب است و هم تاریکی ابر و باران. آواز رعد و دیدن برق آنان را نگران می‌سازد و می‌ترساند. این منافقان هرگاه آیات قرآنی را بشنوند از وعید آن می‌ترسند و از اوامر و تعالیم ارزشمندش فرار می‌کنند و هرگاه صدای آیات به گوش‌شان برسد انگشتان خویش را در گوش‌های خود فرو می‌برند تا نشنوند، این کار را از بیم صاعقه و ترس مرگ انجام می‌دهند. با این حال حق‌تعالی بر آنان احاطه و قدرت کامل دارد از این‌روی آنان نمی‌توانند از اوتعالی فرار کنند و یا پروردگار را از نیل به خود عاجز سازند.

﴿يَكَادُ ٱلۡبَرۡقُ يَخۡطَفُ أَبۡصَٰرَهُمۡۖ كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم مَّشَوۡاْ فِيهِ وَإِذَآ أَظۡلَمَ عَلَيۡهِمۡ قَامُواْۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمۡعِهِمۡ وَأَبۡصَٰرِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ٢٠﴾.

آن‌گونه که برق نزدیک است دیده‌گان کسانی را برُباید که آن را می‌بینند، اینگونه زواجر قرآن و باز دارنده‌هایش نیز نزدیک است دیدگان کسانی را برُباید که با آن هدایت نمی‌شوند. این منافقان در اسلام بهرۀ اندک دنیوی و ظاهری را در حفظ جان و مال خویش می‌بَرند، مانند کسی که در روشنائی برق صاعقه مدتی کوتاه راه می‌رود و چون صاعقه خاموش شود می‌ایستد، بدین‌سان منافقان نیز در حیرت و شک قرار دارند و سپس عذاب دائمی در آتش دوزخ به سراغ آنان می‌آید و اگر خدا أ بخواهد گوش و چشم‌شان را از بین می‌برد و این کاملاً واضح و آشکار است که حق‌تعالی بر کور کردن دیدگان منافقان و گرفتن گوشهای‌شان تواناست، همانا خداوند أ بر همه چیز قدرت دارد و نظر به کمال قدرتش هیچ چیزی او را از کاری باز داشته نمی‌تواند.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ ٢١﴾.

مستحق عبادت، خدای یگانه است و جایز نیست کسی دیگر در الوهیتش با او شریک باشد؛ زیرا ربوبیت و پروردگاری فقط از آن اوست. او کسی است که همۀ مردم را آفریده و آنکه خالق و آفریدگار است سزاوار پرستش و بندگی است. در اینجا حق‌تعالی بندگان خویش را ندا می‌دهد ـ این اولین ندا در قرآن است ـ و امر می‌کند تا تنها او را عبادت کنند که او خالق و آفریدگار آن‌ها و پیشینیان‌شان است و پروردگار شایسته است تا عبادت شود و بندگان عبادتش کنند تا با این عبادت خود را از خشم اوتعالی و عذاب دردناکش وقایه کنند. باید توجه داشت عبادت هدف و مقصود خلقت و آفرینش است و پروردگار به منظور اینکه عبادت شود خلایق را ایجاد نموده و جهت هدایت آن‌ها پیامبران را فرستاده و کتاب‌های ‌آسمانی را نازل فرموده؛ پس این هدف و مقصود بسیار بزرگ و ارزشمند است.

﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فِرَٰشٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ فَلَا تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ٢٢﴾.

آیا خدا أ موجودی نیست که زمین را مانند فرش گسترانید تا مردم بر آن زندگی کنند و از انواع و اقسام نعمت‌های آن بهره برند؟ و آسمان را سقفی برای زمین گردانید و در آن خورشید و ماه و ستارگان و سایر پدیده‌هایی که به انسان‌ها نفع می‌رسانند را قرار داد و پروردگار آسمان آب را نازل فرمود و با آن آب از زمین انواع و اقسام حبوبات، سبزیجات و میوه‌های لذیذ که مایۀ لذت دهان و روشنی چشم است بیرون کرد، پس چون خدای‌تعالی روزی دهنده است همو سزاوار شکر می‌باشد و شما چگونه غیر خدا أ را می‌پرستید در حالی که می‌دانید هیچ خالق و رازقی غیر از او نیست.

﴿وَإِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّمَّا نَزَّلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّن مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٢٣﴾.

و اگر شما در وحی که بر پیامبر ج نازل کرده‌ایم در شک و شبهه قرار دارید پس سوره‌ای مانند قرآن و در همان درجه از فصاحت و بلاغت بیاورید، چون خود شما نیز اهل فصاحت و بلاغت بوده و نیروی سخن نزد شما نیز موجود است و در این راستا از تمام یاران و مددگاران خویش بخواهید تا در معارضه با قرآن و آوردن سوره‌ای مانند آن شما را یاری رسانند اگر شما راست می‌گوئید که توان معارضه با قرآن را دارید! ولی هیهات! آن‌ها شدیداً دچار بی‌زبانی و گُنگی شده و به شدّت شکست خوردند.

﴿فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ وَلَن تَفۡعَلُواْ فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُۖ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ ٢٤﴾.

اگر توان معارضه با قرآن را ندارید که هرگز نخواهید داشت؛ زیرا قرآن سخن موجودی حکیم و باخبر است، پس بر خود رحم نموده و با ایمان به خدای‌تعالی خویشتن را از آتش دوزخ وقایه کنید تا خداوند أ شما را به سبب همین ایمان از آتشی شعله‌ور نجات دهد و بدانید که هیچ راهی نجاتی از عذاب اوتعالی جز از طریق ایمان و پیروی از پیامبر ج نیست. این آتش با هیزم مردمان و سنگ‌ها شعله‌ور است و شما طاقت و توان تحمل آن را ندارید. این آتش را حق‌تعالی برای کفار آماده نموده و جایگاه کسانی قرار داده است که به اوتعالی کفر می‌ورزند.

در این باره روایتی نیز وجود دارد که مؤمن گنهکار اگر با آتش دوزخ عذاب شود در آن، مانند کافر جاودان نخواهد بود.

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

فضیلت ذکر الحمدلله

فضیلت ذکر الحمدلله | چرا الحمدلله بهترین ذکر است؟

فضیلت ذکر الحمدلله : همانا یاد خداوند نعمتی بزرگ و دستاوردی عظیم است کە بە …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *