آداب و فضیلت سلام دادن

آداب و فضیلت سلام دادن

فضیلت سلام

عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو ‍بأَنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِيَّ ‍ج: أَيُّ الإِسْلَامِ خَیرٌ؟ فَقَالَ: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلَامَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ».[٥٠٨]

از عبدالله بن عمر  ‍بروایت است که: شخصی از پیامبر  ‍جپرسید:بهترین ویژگی اسلامی چیست؟ فرمود: «این که به دیگران خوراک بدهی و به هر مسلمانی که می‌شناسی و نمی‌شناسی، سلام کنی».

عَنْ أَبِي هُرَیْرَةَ ‍سقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‍ج: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا تَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى تُؤْمِنُوا، وَلَا تُؤْمِنُوا حَتَّى تَحَابُّوا، أَوَلَا أَدُلُّكُمْ عَلَى شَيْءٍ إِذَا فَعَلْتُمُوهُ تَحَابَبْتُمْ؟ أَفْشُوا السَّلَامَ بَيْنَكُمْ».[٥٠٩]

از ابوهریره  ‍سروایت شده است که پیامبر  ‍جفرمود: «سوگند به ذاتی که جانم در دستِ اوست، وارد بهشت نمی‌شوید تا این که ایمان داشته باشید و ایمان ندارید مگر زمانی که یکدیگر را دوست بدارید؛ آیا شما را به کاری راهنمایی نمایم که اگر انجامش دهید یکدیگر را دوست خواهید داشت؟ سلام گفتن به یکدیگر را در میان خود رواج دهید».

صفت سلام

الله متعال می‌فرماید:‍﴿وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٖ فَحَيُّواْ بِأَحۡسَنَ مِنۡهَآ أَوۡ رُدُّوهَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَسِيبًا٨٦‍﴾[النساء: ٨٦].

«[ای مؤمنان،] هر گاه با درودی صمیمانه به شما سلام گویند، شما پاسخی بهتر – و یا همانند آن‌ – بگویید؛ [چرا که] بی‌تردید، الله همواره بر هر چیزی حسابگر است».

فضیلت آغاز کننده سلام

عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ ‍سأَنَّ رَسُولَ اللهِ ‍جقَالَ: «لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ فَيُعْرِضُ هَذَا وَيُعْرِضُ هَذَا، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلَامِ».[٥١٠]

ابوایوب انصاری  ‍سمی‌گوید: رسول الله  ‍جفرمود: «برای هیچ مؤمنی، جایز نیست که بیش از سه شبانه روز، با برادر مسلمانش، قهر باشد؛ به طوری که وقتی یکدیگر را می‌بینند، از هم روی می‌گردانند. و بهترینشان کسی است که سلام (و آشتی) را آغاز می‌کند.

عَنْ أَبِي أُمَامَةَ ‍سقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‍ج: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِاللَّهِ مَنْ بَدَأَهُمْ بِالسَّلَامِ».[٥١١]

ابوامامه  ‍سمی‌گوید: رسول الله  ‍جفرمود: «نزدیک‌ترین مردم به الله، کسی است که آغازگرِ سلام کردن به مردم باشد».

سزاوار‌تر به سلام دادن

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ‍سعَنِ النَّبِيِّ ‍جقَالَ: «يُسَلِّمُ الصَّغِيرُ عَلَى الكَبِيرِ، وَالمَارُّ عَلَى القَاعِدِ، وَالقَلِيلُ عَلَى الكَثِيرِ».[٥١٢]

از ابوهریره  ‍سروایت است که پیامبر  ‍جفرمود: «کوچک بر بزرگ، رونده برنشسته و گروهِ کم‌تعداد بر گروهِ پرتعداد سلام نمایند».

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ‍سقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‍ج: «يُسَلِّمُ الرَّاكِبُ عَلَى المَاشِي، وَالمَاشِي عَلَى القَاعِدِ، وَالقَلِيلُ عَلَى الكَثِيرِ».[٥١٣]

از ابوهریره روایت شده است که پیامبر (ص)فرمود: «سوار بر پیاده و پیاده بر نشسته و گروهِ کم‌تعداد بر گروهِ پرتعداد سلام نمایند».

سلام بر کودکان و زنان هنگام نبودن فتنه

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالك ‍سأَنَّهُ مَرَّ عَلَى صِبْيَانٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ، وَقَالَ: كَانَ النَّبِيُّ ‍جيَفْعَلُهُ.[٥١٤]

روایت است که انس بن مالک  ‍ساز کنار جمعی از کودکان گذشت و به آن‌ها سلام کرد و گفت: نبی  ‍جچنین می‌کرد.

عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ يَزِيدَ ‍لقَالَتْ: مَرَّ عَلَيْنَا النَّبِيُّ ‍فِي نِسْوَةٍ فَسَلَّمَ عَلَيْنَا.[٥١٥]

از اسماء بنت یزید  ‍لروایت شده که گفت: پیامبر  ‍جاز کنار ما گذشت، در حالیکه ما همراه گروهی از زنان بودیم و به ما سلام نمود.

سلام دادن زنان به مردان هنگام نبودن فتنه

عَنْ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ ‍لقَالَتْ: ذَهَبْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ‍جعَامَ الفَتْحِ، فَوَجَدْتُهُ يَغْتَسِلُ وَفَاطِمَةُ ابْنَتُهُ تَسْتُرُهُ، فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ، فَقَالَ: «مَنْ هَذِهِ» فَقُلْتُ: أَنَا أُمُّ هَانِئٍ بِنْتُ أَبِي طَالِبٍ، فَقَالَ: «مَرْحَبًا بِأُمِّ هَانِئٍ» فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ غُسْلِهِ قَامَ فَصَلَّى ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ، مُلْتَحِفًا فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، زَعَمَ ابْنُ أُمِّي أَنَّهُ قَاتِلٌ رَجُلًا قَدْ أَجَرْتُهُ، فُلاَنُ بْنُ هُبَيْرَةَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‍ج: «قَدْ أَجَرْنَا مَنْ أَجَرْتِ يَا أُمَّ هَانِئٍ» قَالَتْ أُمُّ هَانِئٍ: وَذَاكَ ضُحًى.[٥١٦]

امّ هانى دختر ابوطالب می‌گوید: در سال فتح مکه، پیش پیامبر  ‍جرفتم، دیدم که غسل مى‌کند و دخترش فاطمه پارچه‌اى را به عنوان پرده قرار داده و پیامبر  ‍جرا از نظر دیگران پنهان کرده است. امّ هانى می‌گوید: بر پیامبر  ‍جسلام کردم، فرمود: «این زن کیست؟» گفتم: منم، امّ هانى دختر ابوطالب. فرمود: «مرحبا! خوش آمدى اى امّ هانى». وقتى که از غسلش فارغ شد، برخاست و در حالى که تنها یک تکه لباس پوشیده بود هشت رکعت نماز خواند. وقتى که از نماز فارغ شد، گفتم: اى رسول الله! برادرم (على بن ابى‌طالب) خیال دارد با مردى بجنگد که من او را امان داده‌ام، و این شخص فلانى پسر هُبَیره است. پیامبر  ‍جفرمود: «اى امّ هانى! ما به کسى‌که تو به او امان داده باشى امان مى‌دهیم، امّ هانى می‌گوید: این -هشت رکعت نمازى که پیامبر  ‍جآن را خواند نمازِ- چاشت (ضحی) بود».

سلام دادن هنگام داخل شدن در خانه

الله متعال می‌فرماید:‍﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوۡ صَدِيقِكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗاۚ فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا فَسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٦١‍﴾[النور: ٦١].

«بر [افراد] نابینا و لنگ و بیمار [که از تکالیف اجتماعی – همچون جهاد – معاف شده‌اند] گناهی نیست و [همچنین] بر خود شما گناهی نیست که از خانه‌های خود [یا فرزندان و همسرانتان، غذایی] بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عمو‌هایتان یا خانه‌های عمه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا خانه‌ای که کلیدش در اختیار شماست یا [از خانه‌های] دوستانتان. بر شما گناهی نیست که دسته‌جمعی یا جداگانه [غذا] بخورید؛ و هنگامی‌ که به خانه‌ها وارد می‌شوید، به یکدیگر سلام کنید که درودی مبارک [و] پسندیده از سوی الله است. الله این گونه آیات [خویش] را برایتان به روشنی بیان می‌کند؛ باشد که بیندیشید» .

و الله متعال می‌فرماید:‍﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٢٧ فَإِن لَّمۡ تَجِدُواْ فِيهَآ أَحَدٗا فَلَا تَدۡخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤۡذَنَ لَكُمۡۖ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ٱرۡجِعُواْ فَٱرۡجِعُواْۖ هُوَ أَزۡكَىٰ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ٢٨‍﴾[النور: ٢٧-٢٨].

«ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، به خانه‌هایی جز خانه‌های خود وارد نشوید؛ مگر اینکه اجازه بگیرید و بر اهالی آن [خانه] سلام کنید. این [کار،] برای شما بهتر است؛ باشد که پند گیرید. اگر کسی در آن [خانه] نیافتید، وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر به شما گفته شد: «بازگردید»، بازگردید؛ [چرا که] این [کسب اجازه،] برای شما شایسته‌تر است؛ و الله به آنچه می‌کنید داناست».

سلام ندادن به ذمی‌ها

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ‍سأَنَّ رَسُولَ اللهِ ‍جقَالَ: «لَا تَبْدَءُوا الْيَهُودَ وَلَا النَّصَارَى بِالسَّلَامِ، فَإِذَا لَقِيتُمْ أَحَدَهُمْ فِي طَرِيقٍ، فَاضْطَرُّوهُ إِلَى أَضْيَقِهِ».[٥١٧]

از ابوهریره  ‍سروایت شده که رسول الله  ‍جفرمود: «شما ابتدا به یهود و نصارا سلام نکنید و اگر در راهی با یکی از آن‌ها روبه‌رو شدید، او را ناگزیر کنید که به تنگ‌ترین قسمتِ راه برود (یعنی از وسط راه بروید تا او خود را کنار بکشد و منظور عدم احترام و بی‌ارزش شمردن‌شان است)».

أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ ‍سقَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ‍ج: «إِذَا سَلَّمَ عَلَيْكُمْ أَهْلُ الْكِتَابِ، فَقُولُوا: وَعَلَيْكُمْ».[٥١٨]

انس بن مالک  ‍سمی‌گوید: پیامبر  ‍جفرمود: «هرگاه اهل کتاب بر شما سلام کردند، شما بگویید: وعلیکم».

کسی‌که به مجلسی گذر کرد که مسلمانان و کافران مخلوط بودند سلام دهد و هدفش مسلمانان باشند:

عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ ‍سأَنَّ النَّبِيَّ ‍جعَادَ سَعْدَ بْنَ عُبَادَةَ–وَفِيهِ-: حَتَّى مَرَّ فِي مَجْلِسٍ فِيهِ أَخْلاَطٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُشْرِكِينَ، عَبَدَةِ الأَوْثَانِ، وَالْيَهُودِ؛ … فَسَلَّمَ عَلَيْهِمُ النَّبِيُّ ‍ج، ثُمَّ وَقَفَ فَنَزَلَ فَدَعَاهُمْ إِلَى اللهِ وَقَرَأَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنَ.[٥١٩]

اسامه بن زید  ‍سگوید: پیامبر  ‍جاز سعد بن عباده عیادت نمود -و در این روایت آمده است که-: وقتى پیامبر  ‍جاز کنار مجلسى گذشت که جماعت مختلفى از مسلمانان و مشرکان و عبادت کنندگان نمادها و یهودیان در آن بودند، … بر اهل مجلس سلام کرد، ایستاد و از الاغ پایین آمد، حاضرین را به‌سوى الله دعوت نمود، و قرآن را برایشان تلاوت کرد.

سلام دادن هنگام داخل شدن و خارج شدن از منزل

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ‍سقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‍ج: «إِذَا انْتَهَى أَحَدُكُمْ إِلَى الْمَجْلِسِ، فَلْيُسَلِّمْ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَقُومَ، فَلْيُسَلِّمْ فَلَيْسَتِ الْأُولَى بِأَحَقَّ مِنَ الْآخِرَةِ».[٥٢٠]

از ابوهریره  ‍سروایت شده که رسول الله  ‍جفرمود: «هرگاه کسی از شما واردِ مجلسی می‌شود، باید سلام کند و چون می‌خواست برخیزد، باید سلام نماید؛ زیرا سلامِ نخست، بهتر و شایسته‌تر از سلامِ پایانی نیست».

سلام و جواب سلام ندادن هنگام قضای حاجت

عَنِ ابْنِ عُمَرَ ‍بأَنَّ رَجُلًا مَرَّ وَرَسُولُ اللهِ ‍جيَبُولُ، فَسَلَّمَ، فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِ.[٥٢٩]

ابن عمر  ‍بروایت می‌کند که: مردی هنگام ادرار کردن رسول الله  ‍جبر او عبور کرده و سلام نمود، پیامبر  ‍ججواب سلام او را نداد.

عَنِ الْمُهَاجِرِ بْنِ قُنْفُذٍ ‍سأَنَّهُ أَتَى النَّبِيَّ ‍ج وَهُوَ يَبُولُ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِ حَتَّى تَوَضَّأَ، ثُمَّ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ فَقَالَ: «إِنِّي كَرِهْتُ أَنْ أَذْكُرَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ» أَوْ قَالَ: «عَلَى طَهَارَةٍ».[٥٣٠]

مهاجر بن قُنفُذ  ‍سگفت: نزد رسول الله  ‍جآمدم و بر او سلام نمودم. وی که مشغول ادرار کردن بود، سلامم را پاسخ نداد تا این که وضو گرفت. سپس عذرخواهی نمود و فرمود: «نپسندیدم که وقتی بر طهارت نیستم نام الله را یاد نمایم».

درباره ی ماموستا ایوب رزم

مطلب پیشنهادی

توحید و ایمان

پاداش اهل توحید و ایمان

پاداش اهل توحید و ایمان الله در دنیا به اهل توحید و ایمان، وعده‌های خوبی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *